اطلاعات، ویدیوها، تصاویر و دهها روایت دریافتی از ساکنان تهران، کرج، قم، مشهد، قشم و چند شهر دیگر ایران نشان میدهد که همزمان با سیودومین روز جنگ، فضای حاکم بر شهرهای ایران بیش از هر زمان دیگری به وضعیت «حکومت نظامی اعلامنشده» نزدیک شده است؛ وضعیتی که در آن، ایستبازرسیهای گسترده، حضور نیروهای مسلح در محلات مسکونی و تشدید برخوردهای امنیتی و حمله به منازل، زندگی روزمره مردم را بهشدت مختل کرده است.
بر اساس روایتهای رسیده به ایندیپندنت فارسی، در بسیاری از محلات تهران، نیروهای بسیج و سپاه با استقرار خودروهای سنگین، موتورسیکلتهای متعدد و تجهیزات نظامی مقابل مجتمعهای مسکونی، عملا این مناطق را به نقاط امنیتی تبدیل کردهاند. یکی از ساکنان سعادتآباد میگوید: «جلو برج ما چند روز است ایستبازرسی زدهاند. از صبح تا شب هم نوحه با صدای بلند پخش میکنند. هم آلودگی صوتی ایجاد کردهاند، هم باعث شدهاند اینجا به هدف بالقوه تبدیل شود.»
این نگرانی از تبدیل شدن محلات مسکونی به اهداف نظامی، در روایتهای متعدد تکرار شده است. ساکنان چند منطقه در شمال تهران هم به ایندیپندنت فارسی گفتند که حضور این نیروها در نزدیکی خانهها، همراه با رصد دائمی پهپادها، احساس ناامنی شدیدی ایجاد کرده و بسیاری از خانوادهها نگراناند که در صورت هدف قرار گرفتن این نقاط، جان غیرنظامیان به خطر بیفتد.
همزمان، گزارشها از افزایش چشمگیر تعداد ایستبازرسیها در مسیرهای اصلی و بینشهری حکایت دارد. یک راننده در تهران میگوید: «از ورودی فرودگاه تا داخل اتوبان تهران به قم چندین ایستبازرسی گذاشتهاند، آن هم وسط جاده. ماشینهای نظامی و نیروهای مسلح ایستادهاند و هر ماشینی را متوقف میکنند.» به گفته او، این ایستبازرسیها نهتنها باعث ترافیک سنگین شده، بلکه فضای رعبآوری ایجاد کرده و باعث شده است بسیاری از رانندگان از عبور در ساعات شب خودداری میکنند.
یکی از مهمترین محورهای روایتهای مردمی افزایش چشمگیر بازرسی و کنترل گوشیها است. دهها نفر از نقاط مختلف ایران به ایندیپندنت فارسی گفتهاند که نیروهای امنیتی در خیابانها و ایستبازرسیها یا با هجوم به داخل کافهها و منازل، گوشی مردم را بررسی میکنند. یک فرد ساکن کرج میگوید: «موبایل را میگیرند، میگردند ببینند فیلم یا عکس از حملات یا جاهای خاص داری یا نه. اگر چیزی پیدا کنند، همانجا بازداشتت میکنند.»
روایت مشابهی نیز از تهران دریافت شده است. یکی از ساکنان شرق تهران میگوید: «چند بار دیدم که وسط خیابان مردم را نگه داشتند، گوشیشان را گرفتند، حتی پیامها و شبکههای اجتماعی را چک کردند. یکی از همسایههای ما را به همین دلیل بردند و هنوز خبری ازش نیست.»
در برخی موارد، این بازرسیها به شکل گستردهتر و تهاجمیتری است. به گفته یک شاهد عینی در مشهد، نیروها به کافهها هجوم بردند و با اتصال مودمهای همراه، گوشی افراد حاضر را به اینترنت وصل کردند و فعالیت آنها را در شبکههای اجتماعی بررسی کردند. او میگوید: «همه را یکجا جمع کردند، گوشیها را گرفتند، هرکس را چیزی داشت یا مشکوک بود، بازداشت کردند.»
در موردی دیگر، ایندیپندنت فارسی مطلع شد که نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در شهر بروجن (استان چهارمحال و بختیاری) کیانوش امینی بروجنی، کوهنورد ۴۴ ساله، را به همراه دو خواهرش و همسران آنان، بازداشت کردهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، کیانوش امینی روز ۲۸ اسفند به دلیل اعتراض به نیروهای بسیجی که خیابانهای بروجن را برای برگزاری مراسم عزاداری مرگ علی خامنهای بسته بودند، پس از ضربوشتم بازداشت شد. در ادامه، گلنوش و مهرنوش امینی که بههمراه همسرانشان پیگیر وضعیت بازداشت برادرشان بودند، روز جمعه ۷ فروردین با حمله فیزیکی نیروهای لباسشخصی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
گزارشهای دیگری هم از هجوم و حملات متعدد نیروهای امنیتی به منازل مسکونی حکایت دارد. فردی از تهران میگوید: «شب سالتحویل ریختند داخل خانهها. حتی کنار سفره هفتسین، گوشیها را گشتند. اگر چیزی پیدا میکردند، همانجا با کتک طرف را میبردند.»
این روایتها نشان میدهد که دامنه این اقدامها از خیابان فراتر رفته و به حریم خصوصی مردم نیز کشیده شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همزمان، گزارشها از افزایش خشونت فیزیکی در برخورد با مردم نیز خبر میدهد. در چندین روایت، از ضربوشتم، تهدید با سلاح و حتی تیراندازی در جریان این بازرسیها صحبت شده است. فردی از مشهد میگوید: «اگر مقاومت کنی یا اعتراض کنی، با مشت و لگد میزنند. حتی شلیک هم میکنند. هیچ قانونی وجود ندارد.»
در کنار این موارد، برخی هم از پدیده «اخاذی و دریافت پول برای عبور از ایستبازرسیها» خبر دادهاند. یکی از ساکنان جزیره قشم به ایندیپندنت فارسی میگوید: «برای رد شدن از بعضی مسیرها عملا باید پول بدهی و بدون پرداخت هزینه، نمیگذارند رد شوی.»
از سوی دیگر، تغییر رفتار و ظاهر نیروهای امنیتی نیز موردتوجه مردم قرار گرفته است. چندین نفر به ایندیپندنت فارسی گفتهاند که نیروها برای جلوگیری از شناسایی، پلاک خودروهای سازمانی را برداشتهاند و با خودروهای بدون پلاک در سطح شهر تردد میکنند. استفاده گسترده از ماسک و پوشاندن چهره نیز افزایش یافته است. یکی از مخاطبان به کنایه میگوید: «قبلا ما ماسک میزدیم که شناخته نشویم، حالا اینها ماسک میزنند که ما آنها را نشناسیم.»
گزارشها همچنین از گسترش قابلتوجه تسلیح نیروهای بسیج، از جمله در سطح محلات حکایت دارد. به گفته برخی از مردم، برخلاف گذشته که این نیروها تنها برای ماموریتهای مشخص مسلح بودند، اکنون بهصورت دائمی سلاح در اختیار دارند و حتی با همان سلاحهای جنگی به منازل خود رفتوآمد میکنند. همزمان، روایتهایی نیز از حضور زنان مسلح در میان این نیروها منتشر شده است.
در قم نیز مردم از تغییر محسوس فضای شهری خبر میدهند. به گفته یکی از ساکنان این شهر، بسیاری از روحانیون از حضور علنی در خیابان خودداری میکنند و بهجای آن، خودروهایی با پرچم ایران در سطح شهر تردد میکنند. او میگوید: «فضا کاملا امنیتی شده است، اما در عین حال یک ترس پنهان هم بین حکومتیها وجود دارد.»
یکی دیگر از ابعاد این وضعیت، افزایش بازداشتها در روزهای اخیر است. منابع متعدد به ایندیپندنت فارسی گفتهاند که تعداد بازداشتها، بهویژه در ارتباط با انتشار یا ارسال تصاویر و ویدیوهای مرتبط با حملات اسرائیل و آمریکا، بهطور چشمگیری افزایش یافته است. این در حالی است که به گفته برخی منابع حقوقی، دسترسی بسیاری از وکلا به اینترنت قطع و امکان پیگیری وضعیت بازداشتشدگان بهشدت محدود شده است.
آنچه از این روایتها برمیآید، تصویری از تشدید همزمان فشار خارجی و کنترل داخلی است؛ وضعیتی که در آن، حکومت جمهوری اسلامی برای مدیریت شرایط جنگی، به افزایش حضور امنیتی در سطح شهرها و اعمال محدودیتهای گستردهتر روی آورده، اما به گفته بسیاری از مردم، نتیجه این سیاستها نه ایجاد امنیت، بلکه گسترش ترس، بیاعتمادی و اختلال جدی در زندگی روزمره است. واقعیتی که در سیودومین روز جنگ، بیش از هر زمان دیگری در خیابانهای ایران مشهود است.
همزمان با این تحولات، قطع کامل اینترنت در ایران که از ابتدای جنگ آغاز و اکنون وارد سیودومین روز شده، فشار روانی مضاعفی بر مردم وارد کرده است. بسیاری از مردم در روایتهایشان به ایندیپندنت فارسی میگویند که نبود دسترسی به اطلاعات، قطع ارتباط با خانواده و ناتوانی در پیگیری اخبار، احساس سردرگمی و اضطراب شدیدی ایجاد کرده است.
در شرایطی که همزمان با حضور گسترده نیروهای امنیتی در خیابانها، امکان ثبت و ارسال تصاویر و گزارشها نیز برای اکثر مردم از بین رفته، این قطع ارتباط عملا آنان را در وضعیت انزوا و بیخبری قرار داده و به گفته آنان، «فشار روانی جنگ را چند برابر کرده است».

