رویکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی در تضاد آشکار با مدیریت فاجعه‌بار کارتر برای نجات گروگان‌های آمریکایی در تهران است

ترامپ به‌شدت به اصل «صلح از طریق قدرت» باور دارد، مفهومی که در تصمیمش برای پایان نزدیک به ۵۰ سال سیاست مماشات با «ملاها» به‌وضوح دیده می‌شود

دونالد ترامپ و جیمی کارتر و تصویری از هواپیمای آمریکایی سرنگون‌شده در ایران‌ــ REUTERS/AFP

تصاویر منتشرشده از لاشه‌های متلاشی‌شده هواپیما در بیابان ایران پس از عملیات نجات دو خلبان آمریکایی مرا یاد تصاویر مشابهی از دوران جیمی کارتر انداخت.

اما این شباهت‌ها صرفا ظاهری‌اند. در واقع، نتایج تلاش فاجعه‌بار کارتر در سال ۱۹۷۹ برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در تهران و عملیات نجات خارق‌العاده خلبانان سرنگون‌شده در هفته گذشته تحت مدیریت ترامپ نمی‌توانست متفاوت‌تر از این باشد.

اگرچه هر دو به‌نوعی نماد دو رئیس‌جمهوری‌اند، داستان‌هایی که این تصاویر روایت می‌کنند کاملا متضادند.

تلاش ناموفق کارتر برای نجات گروگان‌های سفارت به مرگ هشت نیروی نظامی آمریکایی انجامید. از آنجا که فقط پنج فروند از هشت هلیکوپتر اعزامی به نقطه‌ای در بیابان قادر به انجام ماموریت بودند، عملیات لغو شد.

اما هنگامی که هلیکوپترها در تلاش برای بازگشت به پایگاه بودند، یکی از آن‌ها با یک هواپیمای ترابری حامل سوخت برخورد کرد، که جان هشت نظامی را گرفت.

این فاجعه بازتابی از بی‌کفایتی کارتر، به‌ویژه در تعامل ضعیف و منفعلانه‌ با جمهوری اسلامی و دیگر قدرت‌های خارجی، بود. خطای اصلی او این بود که تلاش می‌کرد ضعف را فضیلت جلوه دهد.

معجزه عید پاک

در مقابل، عملیات گسترده نجات در هفته گذشته تحت مدیریت ترامپ موفقیتی خیره‌کننده برای ارتشی بود که احیا و جسور شده بود، و رئیس‌جمهوری آن را «معجزه عید پاک» نامید.

تفاوت میان دوران ریاست‌جمهوری این دو، به‌ویژه در رویکردشان در قبال حاکمان اسلام‌گرای ایران، به‌روشنی دیده می‌شود، اما این تفاوت‌ها در شخصیت و تقریبا تمامی جنبه‌های دوران زمامداری آن‌ها نیز نمود دارد.

کارتر، کشاورز مذهبی و فرماندار پیشین ایالت جورجیا، اغلب همچون ناظری سردرگم به نظر می‌رسید، و در دوره چهارساله‌ ریاست‌جمهوری‌اش با بحران‌های پی‌درپی درگیر بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

او در سال ۱۹۷۶ خود را راه‌حل اخلاقی دموکرات‌ها برای مقابله با فساد دوران واترگیت ریچارد نیکسون معرفی کرد.

او با کسب اکثریت قاطع آرای مردمی و مجمع گزینندگان بر جرالد فورد، رئیس‌جمهوری وقت، پیروز شد، اما طولی نکشید که حتی میان اعضای حزب خودش نیز تردیدهایی درباره او شکل گرفت.

لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تابستان ۱۹۷۹ رخ داد، زمانی که سخنرانی معروف «بحران اعتماد» را در ساعات پربیننده تلویزیون ایراد کرد و مدعی شد آمریکا درگیر بحران عمیق اخلاقی و معنوی است، آن هم در شرایط تورم شدید و کمبود جدی انرژی که باعث افزایش شدید قیمت‌ها شده بود.

لحن این سخنرانی شبیه توبیخ بود، و آمریکایی‌هایی که در صف‌های طولانی بنزین سهمیه‌بندی‌شده ایستاده بودند، تمایلی به شنیدنش نداشتند.

اگرچه او هرگز از واژه «رکود روحی» استفاده نکرد، این واژه به‌سرعت به‌عنوان چکیده دلسردکننده آن سخنرانی جا افتاد.

بخش زیادی از ناکامی کارتر به نحوه برخورد متناقضش با محمدرضا شاه پهلوی مرتبط بود، که به‌وضوح خطرات امنیت ملی ناشی از تزلزل کارتر را نشان داد.

در سال ۱۹۷۷، کارتر به تهران سفر کرد و با تمجید فراوان از شاه، او را متحدی استوار خواند و ایران را «جزیره ثبات در یکی از ناآرام‌ترین مناطق جهان» نامید.

اما با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، کارتر نماینده‌ای فرستاد تا شاه را تشویق به ترک کشور کند. زمانی که کارتر اجازه داد شاه برای درمان پزشکی بیماری سرطان وارد آمریکا شود، اسلام‌گرایان خشمگین شدند و در واکنش، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۶۶ نفر را به گروگان گرفتند.

برخی از آمریکایی‌ها با چشم‌بند میان جمعیت خشمگین به نمایش گذاشته شدند و تمسخر شدند.

ترس از محاکمه علنی

کارتر که نگران بود گروگان‌ها در دادگاهی علنی محاکمه و حتی اعدام شوند، شاه را تحت فشار قرار داد آمریکا را ترک کند و ترتیبی داد تا دولت پاناما او را بپذیرد.

ماه‌ها بعد، شاه به‌اندازه‌ای بهبود پیدا کرد تا سفر کند و به مصر رفت، و اندکی بعد درگذشت.

در همین حال، این نمایش‌ها و رها کردن بزدلانه یک متحد، اتحاد جماهیر شوروی را متقاعد کرد که آمریکا «ببر کاغذی» است.

واکنش شوروی حمایت از شورشیان مارکسیست در کشورهای آسیایی و آفریقایی بود و در سال ۱۹۷۹ نیز برای حمایت از دولت چپ‌گرای افغانستان، به این کشور حمله کرد.

پاسخ کارتر اعمال تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های تجاری علیه شوروی، و تحریم المپیک ۱۹۸۰ مسکو بود.

اگرچه خمینی ۱۳ نفر از گروگان‌ها‌ــ زنان و مردان سیاه‌پوست‌ را که معتقد بود جاسوس نیستند‌ــ آزاد کرده بود، بقیه به‌مدت ۴۴۴ روز در اسارت باقی ماندند.

این وضعیت بحرانی یادآور دائمی جایگاه متزلزل آمریکا در جهانی خطرناک بود. شبکه ای‌بی‌سی نیوز برنامه‌ای شبانه با عنوان «آمریکا در اسارت» پخش می‌کرد که بعدها به برنامه «نایت‌لاین» تبدیل شد.

موج سیاسی علیه کارتر به‌سرعت شکل گرفت و در نهایت، به پیروزی قاطع رونالد ریگان در انتخابات ۱۹۸۰ و بازگشت کارتر به جورجیا منجر شد.

به‌محض اینکه ریگان در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ سوگند ریاست‌جمهوری یاد کرد، جمهوری اسلامی ۵۲ گروگان باقی‌مانده را آزاد کرد. تیم ریگان با میانجی‌گری الجزایر، مذاکراتی محرمانه با جمهوری اسلامی انجام داده بود.

آمریکا پذیرفت میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران را که کارتر مسدود کرده بود آزاد کند، اقدامی که باعث شد گروگان‌ها سوار هواپیما شوند و درست پس از پایان سخنرانی تحلیف ریگان، از تهران پرواز کنند.

کارتر بعدها گفت هنوز روی سکوی مراسم تحلیف بود که فهمید گروگان‌ها در راه بازگشت به خانه‌اند. او برای استقبال از آن‌ها به آلمان غربی پرواز کرد، که گفته می‌شود با موافقت و حمایت ریگان بود.

کارتر سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای گفت همیشه باور داشت اگر برنامه‌اش برای نجات گروگان‌ها موفقیت‌آمیز بود، در انتخابات پیروز می‌شد. «احتمالا دوباره انتخاب می‌شدم و این نقطه عطف بود.»

روزهای پایانی جیمی

او بدون خشم آشکار توضیح داد: «در سه روز آخر ریاست‌جمهوری‌ام اصلا نخوابیدم. تمام وقت در دفتر بیضی ماندم تا این توافق بسیار پیچیده را برای آزادی گروگان‌ها و رسیدگی به ۱۲ میلیارد دلار پول نقد و طلای ایران نهایی کنم.»

او ادامه داد: «همه چیز را تا ساعت شش صبح روزی که قرار بود از قدرت کنار بروم، تکمیل کردم. همه گروگان‌ها به هواپیما منتقل شده بودند و منتظر بودند.»

او گفت چند دقیقه پس از آنکه دیگر رئیس‌جمهوری نبود، «هواپیماها از زمین برخاستند… می‌توانستند سه یا چهار ساعت زودتر آن‌جا را ترک کنند.»

آن‌ها می‌توانستند، اما جمهوری اسلامی با صبر تا زمان آغاز ریاست‌جمهوری ریگان، آخرین بی‌اعتنایی را به کارتر نشان داد.

دوران کارتر را می‌توان به‌درستی بهای ضعف توصیف کرد.

ترامپ، مانند ریگان، به‌شدت به اصل «صلح از طریق قدرت» باور دارد، مفهومی که در تصمیمش برای پایان نزدیک به ۵۰ سال سیاست مماشات با «ملاها» به‌وضوح دیده می‌شود.

مقام‌های جمهوری اسلامی اگر فقط با کنار گذاشتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی موافقت می‌کردند، می‌توانستند خود را نجات دهند. اما در عوض، پیشنهادهای ترامپ را به تمسخر گرفتند و همچنان خواستار نابودی اسرائیل و آمریکا شدند.

بی‌تردید، هر یک از مقام‌های مسن و باسابقه جمهوری اسلامی که هنوز زنده باشند، دلتنگ روزهای به‌اصطلاح خوب دوران کارتر می‌شوند.

ترجمه از نیویورک پست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه