حملات هوایی و دریایی آمریکا به مناطق جنوبی ایران، که طی هفت شب متوالی از سر گرفته شده، دامنهای فراتر از مراکز نظامی پیدا کرده و بنا بر گزارش رسانههای بینالمللی و منابع رسمی، به پلها، راههای ارتباطی، تأسیسات برق، تجهیزات آبرسانی و بخشهایی از زیرساختهای بندری آسیب رسانده است.
پیامد مستقیم این حملات برای ساکنان استانهای جنوبی ایران شامل هرمزگان، سیستانوبلوچستان، بوشهر و خوزستان تنها صدای انفجار و نگرانی از ادامه جنگ نیست، اختلال در رفتوآمد، کاهش فعالیت بنادر، توقف و محدود شدن صید، قطع آب و برق و افزایش هزینه تهیه کالاهای روزمره، زندگی عادی مردم را با بحرانی چندلایه روبهرو کرده است.
گزارشها از در شب هفتم حملات نیز حاکی از آن است که آمریکا، افزون بر تأسیسات نظارتی، زیرساختهای لجستیکی و توانمندیهای دریایی ایران، بار دیگر برخی از پلهای مراسلاتی در جنوب کشور را هدف حمله قرار داده و همچنین بار دیگر به تأسیسات آب شیرین کن حمله کرده است.
یکی از تازهترین اهداف در حملات شب هفتم مسدود کردن تونل شهید میرزایی در محور بندرعباس به حاجیآباد بود که نشان میدهد طی دو روز گذشته به شکل هدفمندی راههای مختلف دسترسی زمینی به بندرعباس در حال تخریب بوده و این امر نه تنها امکان جابهجایی تسلیحات و تجهیزات را برای سپاه پاسداران مختل میکند، که مانع ورود و خروج شهروندان بندرعباس به این شهر میشود.
بنادر و اسکلهها؛ ضربه به اقتصاد وابسته به دریا
با مرور شبکههای اجتماعی و واکنش شهروندان جنوب میتوان دریافت بحران از سطح تهدید حملات نظامی فراتر رفته و ساکنان شهرهای نوار ساحلی ایران در برابر خویش ویرانی کامل اقتصاد و معیشتشان را میبینند.
زندگی اقتصادی بخش بزرگی از مردم جنوب ایران به دریا وابسته است. صیادان خرد، ملوانان، لنجداران، کارگران بارگیری، فروشندگان ماهی، تعمیرکاران موتورهای دریایی و صاحبان مغازههای اطراف اسکله، حلقههای یک زنجیره اقتصادیاند که با فعالیت روزانه بندر و تردد ایمن شناورها دوام میآورد. هرگونه حمله به تأسیسات ساحلی، محدودیت دریانوردی یا انسداد مسیرهای کشتیرانی، درآمد تمامی این گروهها را تحت تأثیر قرار میدهد.
فرامرز جامهگیر، عضو هیئت مدیره تعاونی صیادان پشتشهر بندرعباس، با تشریح خسارات واردشده به جامعه صیادی استان هرمزگان گفته است یکی از مهمترین خسارتهای ثبتشده مربوط به اسکله صیادی پنجپله بندرعباس است که تا ۱۹ تیرماه بر اثر تنها دو اصابت به این اسکله، حدود ۳۰ فروند قایق صیادی بهطور کامل از بین رفت. اگر ارزش هر فروند قایق صیادی را حدود دو میلیارد تومان برآورد کنیم میتوان دریافت تنها یکی از حملات خسارت مستقیمی حدود ۶۰ میلیارد تومانی به اهالی بومی منطقه وارد ساخته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در هرمزگان بحران زمانی جدیتر از همیشه میشود که بدانیم بر اساس آمارهای اعلامشده معیشت بیش از ۴۰ هزار خانوار هرمزگانی به فعالیتهای صید و صیادی وابسته است. احسان کامرانی، قائممقام استاندار هرمزگان پیشتر گفته بود این استان حدود ۴۹ درصد صید دریایی کشور را در اختیار دارد و سهم قابل توجهی در تولید آبزیان، صادرات محصولات شیلاتی و اقتصاد دریایی کشور دارد و تخریب گسترده اسکلهها و مناطق صیادی خسارتی گسترده به اقتصاد دریامحور بومیان منطقه وارد کرده است.
خسارتدیدگان تنها همانهایی نیستند که لنجها و قایقهایشان آسیب دیده است. صیادی که از بیم حمله یا برخورد با مین و پرتابه قادر به خروج از بندر نیست، حتی بدون نابودی فیزیکی قایقش، منبع درآمد روزانهاش را از دست میدهد. ماهی نیز کالایی فاسدشدنی است؛ قطع برق سردخانهها، بستهشدن جادهها و کاهش دسترسی به بازار، محصول صیادان را پیش از فروش از بین میبرد.
لنجداران سنتی نیز با مجموعهای از خطرها روبهرو هستند. افزایش هزینه بیمه و سوخت، محدودیت ورود و خروج، توقف بارگیری و نگرانی خدمه از حضور در دریا. توقف هر لنج تنها به معنای بیکاری صاحب شناور نیست؛ ملوانان روزمزد، باربران، دلالان محلی و رانندگانی که بار را از اسکله به بازارهای داخلی منتقل میکنند نیز درآمدشان را از دست میدهند. در شهرهایی که فرصتهای شغلی جایگزین محدود است، چند روز توقف دریا به ناتوانی در پرداخت بدهیهای روزمره و اجاره، و ناتوانی در خرید مواد غذایی منجر میشود.
پلهای تخریبشده؛ روستاها و شهرهایی که از یکدیگر جدا شدند
آسیب به پلها و محورهای جادهای یکی از ملموسترین پیامدهای حملات برای مردم محلی بوده است. رسانههای ایرانی از اصابت حملات به دستکم پنج پل در جنوب کشور خبر دادهاند. در بندر خمیر، ایستگاه قطار نیز هدف قرار گرفته و در حملات بعدی، دو پل و یک تونل جادهای دیگر هم آسیب دیدهاند. رسانههای ایران شمار پلهای آسیبدیده در شهرستان خمیر را شش مورد اعلام کردهاند؛ از جمله پلهایی در محور بندرعباسـخمیرـلار و مسیرهای متصل به روستاهای منطقه.
شهروندان نواحی جنوب ایران یادآور میشوند این پلها صرفا سازههای بتنی نیستند، بلکه انتقال مواد غذایی، دارو، سوخت، آب بستهبندیشده و تجهیزات درمانی از همین راهها صورت میگیرد. تخریب یا بستهشدن یک پل، کامیونها را مجبور میکند از مسیرهای طولانیتر استفاده کنند و زمان و هزینه حمل کالا را افزایش میدهد. در نتیجه، مواد غذایی دیرتر و گرانتر به مغازههای روستایی میرسد و انتقال محصولات محلی، از ماهی و میگو تا خرما و صیفیجات، به بازار دشوارتر میشود. به این مسأله باید ناتوانی دولت در ارسال اقلام مختلف به ویژه کالاهای اساسی به مناطق جنوبی را افزود که ادامه روند حملات و قطع دسترسی زمینی و هوایی به این مناطق سرانجامی جز بحران کمبود کالاهای اساسی نخواهد داشت.
برخی خانوادهها نیز گفتهاند طی موج جدید درگیریهای نظامی که تمرکز بیشتری بر شهرهای این منطقه داشته، دریافت خدمات بانکی و مراجعه به بیمارستان چالشی جدی برای آنها ایجاد کرده و به ویژه اهالی روستاهای در معرض حملات به دلیل تخریب راههای مراسلاتی ناچار شدهاند مسیرهای بسیار طولانیتری را طی کنند. این فشار برای خانوارهای کمدرآمد، سالمندان و افراد مبتلا به بیماریهای خاص و مزمن شدیدتر است.
قطع برق و آب در گرمای طاقتفرسا
آسیب به شبکه برق در جنوب ایران در شرایطی رخ داده که دمای برخی مناطق در روزهای تابستان به نزدیکی ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد. وزارت نیروی ایران اعلام کرده است که حملات به بندرعباس به بخشی از خطوط انتقال برق آسیب رسانده و در برخی مناطق سبب قطعی شده است. شرکت توانیر نیز از تلاش برای ترمیم خطوط و بازگرداندن پایداری شبکه خبر داده است. گاردین نوشته است که وزارت نیرو از شهروندان خواسته مصرف برق و استفاده از وسایل سرمایشی را کاهش دهند، زیرا حملات به تأسیسات انرژی همزمان با گرمای شدید، شبکه را تحت فشار قرار میدهد.
در جنوب، برق یک خدمت رفاهی معمولی نیست؛ بخشی از زیرساخت بقاست. قطع کولر و پنکه در گرمای شدید، خطر گرمازدگی را به ویژه برای کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران قلبی افزایش میدهد. مراکز درمانی کوچک، داروخانهها و خانههایی که داروهای حساس به دما نگهداری میکنند نیز به برق پایدار نیاز دارند.
موضوع تخریب چند مجموعه تأسیسات آب شیرین کن نیز بحرانی فزاینده ایجاد کرده است. تخریب پمپهای آبشیرینکن در شهر جاسک سبب شده آب آشامیدنی شماری از روستاهای این شهرستان قطع شود. در بسیاری از نواحی ساحلی جنوب آب شرب از طریق تأسیسات آبشیرینکن، چاهها و شبکههای پمپاژ تأمین میشود؛ بنابراین قطع برق یا آسیب به پمپها به سرعت به قطع آب منجر میشود.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب هرمزگان اعلام کرده است ایستگاه پمپاژ برداشت آب خام از دریا و همچنین ترانس برق مربوط به آبشیرینکن بونجی با ظرفیت تولید سه هزار و ۱۵۰ مترمکعب در شبانهروز به طور کامل تخریب شده است و هم اکنون آب شرب ۲۰ روستای منطقه با جمعیتی حدود ۱۰ هزار نفر به طور کامل قطع شده و این روستاها با بحران بیآبی مواجهاند.
فرسایش زندگی روزمره و آیندهای نامطمئن
سطح خسارت این حملات را نمیتوان تنها با شمار ساختمانهای ویرانشده سنجید. آسیب واقعی در شبکهای از اختلالها دیده میشود و احساس نادیده گرفته شدن در چشم دولت و مقامهای رسمی هم بر عمق این مشکل میافزاید. با مرور نظرات شهروندان شهرهای جنوبی میتوان دریافت بخش مهمی از خشم این روزهای آنان نه به دلیل حملات شدید که به دلیل نوع واکنش مقامها و رسانههای رسمی حاکمیت است که بیتوجه به میزان آسیب واردشده به زندگی مردم جنوب همچنان بر طبل جنگ میکوبند و مردم این مناطق را به صبر دعوت میکنند.
ایجاد کارزارهای متعدد که در آنها اعزام مقامها و مسئولان مخالف مذاکره به مناطق تحت حمله مطرح شده است، نشان میدهد که شکاف اجتماعی و احساس نابرابری در شهرهای مورد حمله نسبت به دوران پیش از جنگ به شدت عمیقتر شده است. در این میان شروع جیرهبندی آب و برق نیز این شکاف و خشم را عمیقتر هم کرده است. مردم این مناطق بر این باورند که با توجه به یکپارچگی شبکه برق ایران دولت باید به جای جیرهبندی در این مناطق تمرکز و اولویت را بر حفظ ثبات شبکه برق جنوب ایران ولو به قیمت افزایش قطعیها در مناطق دیگر قرار دهد.
احساس ناامیدی به آینده را نیز باید به فهرست معضلات ناشی از جنگ افزود. عملی نشدن وعدههای بازسازی مناطق آسیبدیده جنوب طی جنگ هشت ساله باعراق این باور را تشدید کرده است که حتی پایان جنگ به معنای بازگشت زندگی به روال پیشین نیست. سطح خسارتهای واردآمده به بخش زیرساختی هزینه و زمان طولانی برای بازسازی میطلبد و در نظرات شهروندان هرمزگان، سیستان و بلوچستان، بوشهر و خوزستان این نگاه پررنگ است که شهرهای مورد حمله قرار گرفته دیگر به شرایط پیش از جنگ باز نخواهند گشت.
امری که ممکن است در کوتاهمدت مهاجرت موقت یا دائمی خانوادهها از مناطق ساحلی را افزایش دهد و اقتصاد محلی را از نیروی کار و سرمایه تهی کند. آنچه اکنون در جنوب ایران جریان دارد تنها خسارت فیزیکی ناشی از یک هفته حمله نیست؛ فرسایش تدریجی امنیت اقتصادی، سلامت عمومی و امکان ادامه یک زندگی عادی است. پیامدی که بیش از همه بر دوش کسانی قرار میگیرد که هیچ نقشی در تصمیمهای نظامی و سیاسی نداشتهاند.

