در آخرین نشست میان ۱۷ تن از نمایندگان طالبان و هیاتی متشکل از ۶۰ تن به نمایندگی از دولت افغانستان در شهر دوحه قطر، قطعنامهای به تصویب رسید که در آن به نیاز مردم افغانستان به صلح و پایان جنگ تاکید شده بود. همچنین، در این قطعنامه روی اسلامی بودن نظامی که پس از این مذاکرات ایجاد میشود، تاکید شده بود. دولت افغانستان با انتشار اعلامیهای با تاکید بر این امر که نظام کنونی افغانستان نیز اسلامی است، بر این بند قطعنامه پاسخ داد. پس از ختم این گفتوگوها، عباس ستانکزی، یکی از نمایندگان ارشد در مذاکرات، از الزامآور نبودن نتایج این نشست با رسانهها سخن گفت.
پیش از این نیز طالبان در مذاکرات مسکو حضور زنان را در میز مذاکره پذیرفتند و با آنها گفتوگو کردند.
قبل از گفتوگوهای مسکو و دوحه، هفت دور مذاکرات میان ایالات متحده امریکا و طالبان انجام شده است که از جزییات آن اطلاعی در دست نیست.
روایتهای شرکتکنندگان در گفتوگوهای مسکو و قطر نشان میدهد که هنوز تغییر چشمگیری در نگاه طالبان نسبت به ارزشهای جهانشمول حقوق بشری و شکلهای متعارف نظام سیاسی، پدید نیامده است. یک هفته پس از گفتوگوهای اخیر، طالبان رسانههای افغانستان را تهدید به حمله نظامی کردند، و دلیل این اقدام را تبلیغاتی دانستند که علیه آنها از سوی این رسانهها انجام میگیرد. در بیانیه طالبان، رسانههای افغانستان به جاسوسی برای کشورهای بیگانه متهم شدهاند.
با وجود آنکه طرفهای شرکت کننده در مذاکرات دوحه بر جلوگیری از حمله به نهادهای عامالمنفعه و مراکز علمی توافق کرده بودند، اما حملات هراسافکنانه بر هدفهای غیرنظامی ادامه یافت و حمله انتحاری در مقابل دانشگاه کابل، منجر به کشته شدن شمار زیادی از افراد غیرنظامی شد. هرچند طالبان مسئولیت این حمله را بر دوش نگرفتند، اما پس از آن، اتومبیل حامل کارمندان وزارت معادن افغانستان نیز هدف یک حمله انتحاری قرار گرفت که منجر به کشته شدن افراد غیرنظامی، از جمله کودکان شد.
هرچند گفته میشود که طالبان اصل انتخابی بودن نظام و ادامه فعالیت نهادهای آن را پذیرفتهاند، اما در این باره هیچ گونه سند مکتوبی وجود ندارد. روشن نبودن نتایج هفت دور گفتوگوهای دولت امریکا با طالبان نیز نگرانیهای زیادی را در میان مردم ایجاد کرده است.
ادبیاتی که طالبان در چند دور گفتوگوهای صلح به کار بردهاند، نشان میدهد که آنان بهسادگی ارزشهایی را که نظام کنونی افغانستان بر آن بنا شده است، نمیپذیرند.
طالبان در وبسایت «امارت اسلامی افغانستان» صلح گلبدین حکمتیار با دولت افغانستان را فاقد مشروعیت دانستهاند و از نظر آنها، صلحی قابل قبول است که از یک سو به اشغال پایان دهد، و از سوی دیگر «حلال را حرام نگرداند». دامنه حلال و حرام نیز از نظر آنها شامل هنجارهای فقهی میشود و از حقوق عرفی در مطالب این وبسایت خبری نیست.
همچنین، در این وبسایت قانون جزای مورد نظر طالبان همان «حدود اسلامی» است که در زمان حکومت این گروه و در بیش از یک دهه اخیر در مناطق تحت سلطه آنها اعمال میشد، و قوانین جزای عرفی نیز در روایت آنها جایگاهی ندارد.
با نگاهی به وبسایت «امارت اسلامی افغانستان» و با مرور مطالب منتشره در آن، در مییابید که طالبان هنوز با ارزشهای جهان امروز آشتی نکردهاند.
در نوشتههای این وبسایت، طالبان بر ارزشهایی تکیه دارند که با خصلت کثرتگرایانه دموکراسیها همخوانی ندارد. برداشت آنها از پیوند میان اسلام و دانش معاصر، از تاکید بر مسائلی چون فواید طبی روزه و اینکه آیا استفاده لنز چشم از لحاظ شرعی جایز است یا نه، فراتر نمیرود.
الگوی رفتاری آنها برای زنان، روایتها و «حدیث»های مربوط به زنان صدر اسلام است، و از زنان دیگری که در تاریخ بشر و دنیای معاصر در تحولات زندگی انسان نقش مهمی داشتهاند و بانی خیر عمومی شدهاند، در روایت آنها خبری نیست.
رابطه آنها با دنیای جدید به گونهای است که ارزشهای زاده دانش و خرد بشر و میراث تجربه تاریخی انسان، تا آنجا مشروعیت دارد که با ارزشهایی که آنها تعریف میکنند، همخوانی داشته باشند.
رسانههای افغانستان در بیش از یک دهه اخیر در ترویج ارزشهای دموکراتیک و آگاهی سیاسی شهروندان نقش اساسی داشتهاند. اثرگذاری این رسانهها را مدیون فضای باز و آزادی بیانی میدانیم که در قانون اساسی و سایر قوانین برگرفته از آن تضمین شدهاند. آیا طالبان حاضرند این آزادی بیان، و بهخصوص حضور چشمگیر زنان در رسانههای دیداری را به رسمیت بشناسند؟
آزادی بیان در افغانستان، دستکم در زمینه حق بیان عقاید سیاسی، در منطقه مانند ندارد. امروز شاید افغانستان در منطقه ما تنها کشوری باشد که در آن میتوان تمام ارکان دولت، از جمله رئیس جمهوری را تحت تندترین انتقادها قرار داد. ما در افغانستان زندانی سیاسی نداریم، و هیچ خبرنگار و فعال سیاسیای برای انتقاد از سیاستهای دولت به زندان نرفته است. این را هم انکار نمیکنیم که خبرنگاران در تلاش برای دسترسی به اطلاعات گاهی دچار مشکل میشوند، و نیز، گاهی خبرنگاران برای بیان حقایق، از سوی افراد بانفوذ مورد خشونت قرار میگیرند، اما فضای عمومی جامعه و نظام حقوقی افغانستان از حق بیان آزاد عقاید سیاسی و انتقاد از دولت پشتیبانی میکند.
تمرین آزادی همچنان که با چالشهایی همراه است، از بنیادیترین ارزشهای نظامی است که مردم افغانستان ایجاد کردهاند.
زنان افغانستان، امروز در تمام نهادهای دولت حضوری برجسته دارند و در تقویت اقتصاد خانوادهها نیز نقش انکارناپذیری ایفا میکنند، چنان که امروز دستکم در جوامع شهری، کلیشههایی که زنان را ناتوان و جنسیت فرودست میخوانند، اعتبارشان را از دست دادهاند. بخش عظیم این تغییر در نگاه به زنان، ریشه در فضای باز و آزاد برای حضور زنان در عرصههای اداری و بازار کار دارد.
افغانستان به کنوانسیونهای زیادی از جمله «کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» پیوسته است. آیا در تعریفی که طالبان از نظام اسلامی دارند، افغانستان میتواند همچنان به این کنوانسیون پایبند بماند؟ آیا طالبان در پیوند با کنوانسیونهای حقوق بشریای که دولتهای قبل به آن پیوستهاند و حکومتهای پس از سقوط طالبان نیز آنها را تایید کردهاند و به شمار دیگری از کنوانسیونها پیوستهاند، اعتنا خواهند کرد؟
مردم افغانستان با دادن بهای سنگینی در نزدیک به دو دهه اخیر، طرفدار الغای یک شبه نهادهای دولت و ارزشهایی نیستند که با ایثار جان فرزندان خود، تا کنون از آن محافظت کردهاند. هرگونه مذاکرهای باید صدای مردم افغانستان و حقوق اساسی شهروندان را مدنظر داشته باشد و موفقیت بادوام گفتوگوها، و حتی حکومتی که قرار است با حضور طالبان شکل بگیرد، در گرو بها دادن به چنین ارزشهایی است.
۶۰ تن از نمایندگان افغان و ۱۷ تن از نمایندگان طالبان از بامداد یکشنبه تا دیر وقت دوشنبه در مورد آینده سیاسی افغانستان و صلح در این کشور، بحث و تبادل نظر کردند. نتیجه این نشست بینالافغانی صلح چه بود؟
با نگاهی به وبسایت طالبان و مطالب منتشره در آن، میتوان نسبت طالبان را با جهان معاصر دریافت.