زن‌هراسی طالبان آخرین میخ را به تابوت آزادی و آگاهی زنان کوبید

طالبان حاضرند حتی به قیمت منزوی شدن در جهان، از سرکوب زنان دست برندارند

آخرین دانشجوی زن با برقع از دانشگاهی در قندهار خارج می‌شود-reuters

پس از یک سال و چهار ماه جدال نفس‌گیر میان زنان افغانستان و طالبان، سرانجام این گروه آخرین دستور را به بند کشیدن زنان در سراسر کشور، امضا کرد. از صبح چهارشنبه، ۳۰ آذر (۲۱ دسامبر)، زنان افغانستان اجازه ندارند به هیچ نهاد آموزشی، اعم از مدارس و دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های خصوصی، گام بگذارند. این یعنی، شب یلدای زنان این سرزمین، طولانی‌تر از همه یلداهای ۲۰ سال گذشته خواهد بود و روشن نیست که صبح این شب تاریک چه زمانی خواهد دمید.

با گذشت بیشتر از یک سال و چهارماه، طالبان هنوز نتوانسته‌اند ازهیچ کشوری، حتی ازهمسایگان افغانستان، مشروعیت سیاسی کسب کنند. به دست آوردن این مشروعیت، از یک بعد، در گرو برخورد این گروه با زنان بوده است، اما به نظر می‌رسد که هراس طالبان از آگاهی و دانایی زنان تا حدی است که ترجیح می‌دهند برای کنترل و به بند کشیدن زنان، از خیر به رسمیت شناخته شدن حکومت خود نیز بگذرند. 

تصمیم جدید طالبان مبنی بر محرومیت زنان از ورود به دانشگاه و مراکز آموزشی دیگر، آخرین میخی بود که طالبان به تابوت آزادی و آرمان‌های زنان افغانستان کوبیدند و اگر امید اندکی نیز به تغییر در وضعیت زنان تاکنون باقی مانده بود، خاکستر شد.

با این تصمیم طالبان، دیگر زنان هیچ دلیلی برای بیرون رفتن از خانه ندارند، زیرا نه مدرسه می‌روند، نه دانشگاه، نه سر کار. به این ترتیب، دیری نخواهد گذشت که اگر زنی از خانه بیرون رود، نگاه‌های مردان شهر و به‌ویژه محتسبان و ماموران طالبان او را دنبال کنند و تحت بازجویی قرار دهند و مانع او شوند. زیرا از نظر طالبان، زن موجودی مختص به چهاردیواری خانه است، و با پیش‌زمینه‌هایی که طالبان از طریق تبلیغات دینی خود فراهم می‌‌کنند، این نگرش به سرعت ذهنیت عامه را تسخیر خواهد کرد. 

اما این زن‌هراسی و تلاش خستگی‌ناپذیر برای به بند کشیدن زنان و حذف آنان از فضای عمومی جامعه تا حد امکان، از کجا می‌آید؟

روشن است که تحصیل و دانایی، آگاهی می‌آورد و آگاهی، میل به برابری را ترغیب می‌کند و برابری، قدرت را به چالش می‌کشد. شیوه تفکر طالبان که از نگرش‌های افراطی و قرون وسطایی است، از جمله به همین دلیل، با برابری در ستیز است. این نگرش که بنیان آن مردسالارانه است، اجازه نمی‌دهد که زنان به میزانی از آگاهی برسند که فریاد برابری‌خواهی سر دهند و نقش‌های از پیش تعیین‌شده را جابه‌جا کنند.

در ادیان ابراهیمی که اسلام نیز جزو آن‌ها است، زن در اغلب موارد، زاینده شر و محور گناه تعریف شده است و متون این ادیان مملو از دستورهایی است برای سرکوب و کنترل زنان. در آیه ۳۴ سوره نسا، به صراحت آمده است که «مردان سرپرست زنان‌اند...» و در ادامه به مردان اجازه داده شده است که اگر زنان از آن‌ها نافرمانی کنند، می‌توانند آنان را به اشکال مختلف، از تهدید و تنبیه لفظی تا تنبیه جسمی، مجازات کنند. 

آیاتی از این دست در کتب دینی سایر ادیان ابراهیمی نیز وجود دارند. اما تاکید اسلامگرایان افراطی بر این آیات، سرسختانه‌تر و پیگیرانه‌تر از دیگران است. طالبان که خود را حافظان دین اسلام و اشاعه‌دهنده «اسلام ناب» در افغانستان می‌دانند، با فشار و افراط بیشتری «شر انگاری» زنان را ترویج می‌کنند و معتقدند که زنان مایه شر و فحشا و فسادند و اگر در بند نباشند، جامعه به صورت فجیعی به گرداب فحشا سقوط خواهد کرد.

رهبران طالبان یا هر گروه افراطی دیگری که دستورهای مبنی بر سرکوب زنان را به اشکال مختلف صادر می‌کنند، آگاهانه یا ناآگاهانه، به این باور رسیده‌اند که اگر زنان تحصیل کنند و اجازه کار و فعالیت عادی و همسان با مردان داشته باشند، در امور مالی و در زمینه توانایی‌های خلاقانه با مردان برابر خواهند شد و در آن صورت، وظیفه‌ای را که ذهن مردسالار برای آنان تعریف کرده است، با دقت اجرا نخواهند کرد. این «وظیفه» عبارت است از حضور بی‌وقفه زنان در خانه و تامین نیازمندی‌های مردان، به‌ویژه مراقبت و تربیت کودکان؛ کاری که در افغانستان هرگز بر دوش مردان نبوده و نیست. 

در لایه‌های متعدد جامعه دینی افغانستان، دلایل مختلفی برای ممانعت از آزادی  و برابری زنان با مردان مطرح می‌شود. اذهان معتقد به تعاریف ضدزن، مانند طالبان، همواره می‌کوشند زنان را، هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ جسمی، مطابق معیارهایی که خودشان ایجاد کرده‌اند، کنترل کنند. برای نمونه، در باور طالبان، زنان باید فقط در مورد دین و دستورهایی که برای اطاعت از مردان در متون دینی آمده است، آموزش ببینند و  آگاهی داشته باشند  و از نظر جسمی نیز کاملا پوشیده باشند و هیچ فرد نامحرمی نتواند گوشه‌ای از اندام آنان را ببیند. 

چه طالبان و چه دیگر افراطگرایان دینی، در مورد ممنوعیت حضور زنان در اجتماع، توجیه می‌کنند که زنان در فضای عمومی سبب تحریک مردان می‌شود و زمینه فحشا را فراهم می‌کند. یک بار یکی از مقام‌های طالبان در یک مصاحبه تلویزیونی به صراحت گفت که زنان باید خود را بپوشانند، «زیرا ممکن نیست مردی، زنی را بدون حجاب ببیند و از نظر جنسی تحریک نشود».

با این توجیه، این مردان از یک سو خود را در بی‌بندوباری جنسی صاحب‌اختیار می‌دانند، و از سوی دیگر، عملا اعلام می‌کنند که از اعتماد‌به‌نفس کافی برای کنترل خود و رعایت قواعد اخلاقی برخوردار نیستند.

در نهایت، هریک از این لایه‌ها به اشکال مختلف پی‌رنگی را می‌ریزند که در نهایت به تصویر کاملی از ستیز با زنان و تلاش برای حذف آنان تبدیل می‌شود. به نظر می‌رسد که در میان طالبان، این تصویر به اندازه‌ای بزرگ است و وحشت آنان از دستیابی زنان به برابری، آنقدر شدید و عمیق است که این گروه حاضر است سال‌ها بدون هیچ مشروعیت سیاسی و روابط رسمی با جهان، حکومت کند، تا فقط بتواند زنان را در این کشور کنترل کند و مانع پیشروی آنان شود.

طالبان در روزهای آغازین بازگشت به قدرت، دستور ممنوعیت تحصیل دختران را در مقطع متوسطه و دبیرستان صادر کردند. دیری نپایید که ممنوعیت از حضور زنان در ادارات دولتی، منع سفر بدون محرم، منع حضور زنان بدون محرم در مراکز درمانی و بهداشتی، و ده‌ها ممنوعیت دیگر نیز به این فهرست اضافه شد. با این حال، دختران در آزمون سراسری کنکور سال ۱۴۰۱ شرکت کردند و تا یک هفته پیش، زنان و دختران در دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی خصوصی، و مدارس ابتدایی دختران رفت‌و‌آمد داشتند.

شامگاه سه‌شنبه، ۲۹ آذر (۲۰ دسامبر)، وزارت تحصیلات عالی طالبان، در یک نامه رسمی اعلام کرد که در سراسر افغانستان «ورود دختران به دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی تا اطلاع بعدی، ممنوع است». در پی این دستور، صبح چهارشنبه افراد طالبان در سراسر کشور به دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی ریختند و دختران را با فریاد و گریه از کلاس‌ها بیرون کردند. منابع خبری در برخی از شهرها می‌گویند که طالبان مدارس ابتدایی دخترانه را نیز تعطیل کرده‌اند.

بیشتر از جهان