حوثیها تا همین یک سال پیش هم مشکل داخلی یمن و تنها تهدیدی برای کشورهای همسایه این کشور محسوب میشدند، اما تهدیدهای این گروه بهتدریج گسترش یافت، تا جایی که اینک حوثیها به یکی از طرفها در درگیریهای بینالمللی تبدیل شدهاند.
شاید حوثیها در آغاز ظهور در صحنه کشمکشهای یمن، برای تهدید ناوبری دریایی تصمیمی نداشتند، اما موقعیت جغرافیایی یمن زمینه را برای ظهور این تهدید فراهم کرد و با توجه به موقعیت راهبردی یمن در تنگه بابالمندب، در حال حاضر حوثیها برای صنعت کشتیرانی تجاری بینالمللی که در مسیر شرق به غرب تردد میکند، بزرگترین تهدید به شمار میآیند.
این گروه حملونقل دریایی را آنچنان در معرض تهدید قرار داد که در زمان اوج قدرت دزدان دریایی سومالیایی هم سابقه نداشت و با هدف قرار دادن بیش از ۱۰۰ کشتی، غرق کردن دو نفر و کشتن چهار ملوان، توانست مسیر کشتیهای تجاری در حال عبور به سمت اروپا و آمریکا را تغییر دهد و هزینه گزاف طی کردن مسافت طولانیتر و دور زدن آفریقا را به تجارت دریایی تحمیل کند. به این معنی که کشتیها اکنون برای رسیدن مقصد موردنظر باید حدود شش هزار کیلومتر بیشتر بپیمایند و هزینههای بیمه هم ۲۰ برابر شده است.
مصر یکی از کشورهایی است که بیشترین خسارت را از این بحران متحمل شد. این کشور در سال ۲۰۲۴ نزدیک به هفت میلیارد دلار از درآمدش از کانال سوئز را از دست داد؛ رقمی که دو برابر یارانه یک سال نان در مصر است.
اکنون این پرسش مطرح میشود که حوثیها چگونه به یک طرف درگیریهای بینالمللی تبدیل شدند؟
ذینفعهای این وضعیت جدید، کشتیهای غولپیکر چینی و روسیاند که از خطر حمله حوثیها در اماناند و هیچ هزینه اضافی پرداخت نمیکنند. در حالی که میزان حمل بار نفتکشهای روسیه از طریق دریای سرخ، حدود ۵۰ درصد افزایش یافته، کشتیهای کشورهای رقیب همچنان ناچارند از دریای سرخ اجتناب کنند.
این تهدید روزافزون باعث شد آمریکاییها این موضوع را مطرح کنند که حوثی بهعنوان یک گروه نیابتی تنها در راستای تحقق اهداف و منافع جمهوری اسلامی عمل نمیکند، بلکه فعالیتهای آنها به نفع قدرتهای متخاصم بزرگ است. با این حال، هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که صحت این مدعا را تایید کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس از اعلام پایان جنگ غزه، این سوال مطرح میشود که آیا حوثیها هم حمله به کشتیهای تجاری را متوقف خواهد کرد؟
در پاسخ میتوان گفت که گروه حوثی با اعلام اینکه حمله به کشتیهای اسرائيلی ادامه خواهد یافت، نشان داد در حال حاضر، برای توقف حملاتش به ناوبری دریایی هیچ تصمیمی ندارد. در واقع حوثیها به دنبال بهانهجویی برای ادامه تهدید کشتیرانی بینالمللیاند؛ درست همانگونه که حزبالله پس از خروج اسرائيل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، مشکلی به نام مزارع شبعا را ایجاد کرد تا به فعالیتهای مسلحانه خود ادامه دهد. این در حالی است که لبنان با سوریه [و نه اسرائیل] بر سر مالکیت این نوار مرزی (مزارع شبعا) اختلاف ارضی دارد.
در واقع، حوثیها کشتیهای اسرائیلی را هدف قرار نمیدهند، زیرا کالاهای تجاری اسرائيل با پرچم کشورهای دیگر منتقل میشوند. در طول بیش از یک سال گذشته، برای مذاکره با حوثیها و متقاعد کردن آنها به توقف حمله به ناوبری دریایی تلاشهای بسیاری انجام شد اما سرانجام، نمایندگان کشورهای مختلف و میانجیها به این نتیجه رسیدند که مذاکره با یک گروه نیابتی اصولا بیهوده است و راه به جایی نمیبرد.
حملات حوثیها به کشتیهای عبوری از دریای سرخ، چشم بسیاری را در غرب که در تهدید دانستن حوثیها تردید داشتند، باز کرد. بسیاری در غرب یا به تهدید حوثیها اهمیت نمیدادند، یا آنها را گروهی قرون وسطایی و کماهمیت میشمردند. برخی هم بر این باور بودند که این گروه برای مردم یمن و همسایگان آنها مانند عربستان سعودی تهدیدند، نه برای منافع غرب. اما تداوم حملات حوثیها از فوریه ۲۰۲۴ تاکنون بسیاری از باورها و مفاهیم را دگرگون کرد.
امروز همه متقاعد شدهاند که شبهنظامیان حوثی به خطری جدی برای منطقه و جهان تبدیل شدهاند؛ درست مانند حزبالله لبنان که ابتدا تنها گروگانگیری و اخاذی میکرد اما بهمرور به تهدیدی وجودی تبدیل شد که دامنه تهدیدهای آن از لبنان و اسرائيل فراتر رفت.
عربستان سعودی بهمرور زمان موفق شد با حوثیها مقابله کند. به علاوه، حوثیها نمیتوانند منافع عربستان سعودی را در دریای سرخ تهدید کنند، زیرا این کشور یک خط لوله نفتی غولپیکر به طول یک هزار و ۲۰۰ کیلومتر دارد که میتواند روزانه پنج میلیون بشکه نفت را از تاسیسات نفتی ابقیق در سواحل خلیج فارس به شهر ینبع در سواحل دریای سرخ انتقال دهد. به این معنی که عربستان سعودی برای صدور نفتش به عبور از تنگه بابالمندب نیازی ندارد.
کشیدن این خط لوله نفتی راهبردی از زمان ناآرامیها در خلیج فارس و تهدیدهای صدام حسین و جمهوری اسلامی به بستن تنگه هرمز، به اقتصاد عربستان سعودی کمک شایانی کرد و امروز ریاض نمیخواهد وارد درگیریهای دیگران شود.
بنابراین پیشبینی میشود این گروه شبهنظامی به بهانههای مختلفــ که احتمالا به اسرائيل هم ربطی نداردــ به حمله به کشتیهای تجاری ادامه دهد و با بهرهجویی از این تهدید به دنبال تحقق خواستههایی دیگر از جمله لغو تحریمها باشد.
به نظر من، حوثیها همچنان بهعنوان یک مشکل بینالمللی باقی خواهند بود و جبهه جنگ علیه آنها ممکن است به دلیل ملاحظاتی از جمله رقابت بینالمللی برای کنترل خطوط کشتیرانی و هزینههای اقتصادی سنگین ناشی از تهدید حوثیها، گسترش یابد.
در حالی که تهدید حوثیها چالشی بزرگ است، خود این گروه یک بازیگر کوچک و اقلیتی در یمن است که افراد آن حدود ۷ درصد از جمعیت یمن را تشکیل میدهد. این گروه از یک سو شبیه حزبالله و داعش است (یک سازمان ایدئولوژیک فراملی) و از سوی دیگر توانسته است با همدستی جمهوری اسلامی و بهرهجویی از هرجومرج و خلا قدرت ناشی از شورشهای موسوم به بهار عربی، خود را به صحنه تحولات منطقه تحمیل و در کشمکشهای منطقهای نقش ایفا کند.
این گروه با ورود به میدان جنگ با اسرائیل و هدف قرار دادن کشتیهای کشورهای بزرگ غربی، در یک بحران طولانی وارد شد و یمن را هم با خود به فاجعه میکشاند. در فرجام میتوان گفت گروه حوثی با اعلام ادامه حمله به کشتیهای اسرائيلی، امید بهرهمندی از آتشبس و آشتی، پایان دادن به اوضاع آشفته و پذیرفتن مشارکت همگان از جمله خود این گروه را در ایجاد یک نظام سیاسی جدیدی که موردپذیرش همه شهروندان یمن باشد و به جنگ داخلی پایان دهد، از بین برد.
برگرفته از روزنامه الشرقالاوسط