قرنطینه خانگی یکی از اقدامات موثر در جلوگیری از گسترش ویروس کرونا به شمار میآید که این روزها به مرحله «پاندمی» یا همهگیری فراقارهای رسیده است. این اقدام، علاوه بر تبعات اقتصادی و سیاسی، آثار چالشی پیچیدهای هم بر پیکر جوامع وارد کرده است. با پذیرش یا اجبار شهروندان به ماندن در خانهها در مناطق درگیر با شیوع کرونا، این روزها اخبار بسیاری هم مبنی بر افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان منتشر میشود. بهزاد وحیدنیا، مدیرکل اداره مشاوره و امور روانشناختی بهزیستی، به تازگی به خبرگزاری ایرنا گفته است: «میزان تماسهای زوجین مربوط به اختلافات خانوادگی در دوران قرنطینه و کرونا با صدای (پیامگیر تماس تلفنی) مشاور بهزیستی نشان میدهد که آمار اختلافات بین زوجین، سه برابر افزایش یافته است.»[1]
شادی جواهری، آسیبشناس و روانشناس اجتماعی در ناتینگهام که این روزها با راهاندازی کمپین «روزهای همدلی» از طریق فضای مجازی با ایرانیان داخل کشور در ارتباط است، در گفتوگو با ایندیپندنت فارسی بخشی از علل بالا گرفتن اختلافات زناشویی، و در پی آن، اعمال خشونت خانگی بر زنان و کودکان، را خطای فکری و شناختی همسران عنوان میکند و میگوید: «این دسته از زوجها پیش از این فرصت ریشهیابی در روابطشان را نداشتهاند و حالا که در تعطیلات طولانی به سر میبرند، فکر میکنند میتوانند مشکلاتی که سالها است روی هم انباشته شدهاند، حل کنند.»
شادی جواهری
وی میافزاید: «تجربه من در بحران کرونا در ارتباط با هموطنان، نشان داده است که زنان با توجه به تبلیغاتی که گاهی از سوی برخی روانشناسان و جامعهشناسان میشود، میآیند تا مشکلات را مطرح و حل و فصل کنند. اما این در حالی است که شوهران آنها تحت فشارهای مختلف اجتماعی و اقتصادی قرار دارند.»
خانوادهها علاوه بر مشکلاتی که از قبل داشتهاند، این روزها با شیوع کرونا و اعمال مقررات قرنطینه، شاهد تعطیلی کسبوکارها نیز هستند. تصور از دست دادن شغل و مواجهه با مشکلات فراوان مالی برای مردان که اغلب بار تامین هزینههای مالی خانواده را بر دوش میکشند، موجب بالا رفتن شدید سطح اضطراب در آنها میشود. در چنین اوضاعی، آینده اقتصاد برای تک تک اعضای خانواده تیره و تار میشود، چرا که سفره و بسته معیشتی محدودشان قرار است کوچکتر یا حتی خالی شود.
خانم جواهری با تاکید بر این که خالی شدن سفره ارتباط مستقیم با خشونتهای خانگی دارد، میگوید: «در ارتباطاتی که با برخی از اعضای خیریههای کشورمان داشتم، به این نکته پی بردم که بخصوص برای کارگران روزمزد و صاحبان شغلهایی از این دست که دچار بیکاری شدهاند، بیماری افسردگی و ناامیدی از آینده تاریک به وجود آمده است. این موضوع خودش سطح خشونت را بالا میبرد، چرا که افراد افسرده، بهخصوص وقتی که هنوز در مراحل ابتدایی بیماری هستند، با کوچکترین تنشی عکسالعملهای خشونتآمیز شدید نشان میدهند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بحران کرونا پیامدهای دیگری نیز داشته که از جمله آنها، بیکار شدن بیش از پیش زنان ایرانی است که تا پیش از این دوران هم فقط حدود یک ششم از بازار کار را در اختیار داشتهاند. از جمعیت ۲۴ میلیون و ۴۴۶هزار نفری شاغل در ایران، حدود ۱۹ میلیون و ۹۷۸ هزار نفر مرد و چهار میلیون و ۴۶۷ هزار نفر زن هستند که با شیوع بیماری کووید۱۹، بخشی از آنان با کاهش درآمد مواجه شدهاند و بخشی هم ممکن است شغل خود را از دست بدهند. این موضوع هم میتواند به افزایش فشار روحی و روانی بر خانوادهها و در نهایت به خشونتهای کلامی و جسمی بینجامد.[2]
در چنین شرایطی، دولتها تلاش میکنند با فراهم کردن امکانات و ارائه تسهیلات مالی در نهایت مانع از این آسیب اجتماعی شوند. مقامات دولتی ایتالیا که یکی از ضعیفترین اقتصادهای اروپا را دارد، برای این روزها و حمایت از مشاغل و بهخصوص کارگران، تمهیداتی را شامل پرداخت اجاره خانه، حقوق کارکنان و حمایت از کسب و کارهای کوچک در نظر گرفتهاند که بودجه مربوط به آن هر روز و بنا بر طول مدت قرنطینه، در حال افزایش است. اجرای چنین تمهیداتی باعث شده است تا افق دید تاریک از برابر چشم بسیاری از خانوادهها برداشته شود. این تمهیدات در سایر کشورهای اروپایی نیز با اختصاص بودجههای اضطراری اجرا میشود. با این حال، خشونت علیه زنان وکودکان که از پیامدهای قرنطینه خانگی است، در فراتر از مرزهای ایران نیز وجود دارد. کشورهای اروپایی برای حمایت از قربانیان خشونت در روزهای قرنطینه هم تمهیداتی اندیشیدهاند. برای مثال، آلمانیها چند شماره تلفن اضطراری و همچنین مکانهایی را برای اسکان افرادی که با حشونتهای خانگی مواجه میشوند، در نظر گرفتهاند. وزیر امور خانواده این کشور به روزنامه «راینشر پست» گفته است: «هتلهای خالی میتوانند به روی زنانی که از خشونت خانگی گریختهاند، گشوده شوند.»
پلیس آلمان نیز دستورالعملی صادر کرده است که بر مبنای آن، اگر همسایگان از خانهای صدای داد و فریاد یا گریه شنیدند، باید حتما به پلیس اطلاع دهند. نخستین تنبیه برای شوهر خشونتورز، اخراج از خانه برای یک ماه است. او در این مدت باید همه هزینههای زندگی همسر و فرزندان را نیز پرداخت کند.
دولت ایران و بودجههای حمایتی برای خانوادهها در بحران کرونا
دولت ایران در روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ اعلام کرد که اولین بسته حمایتی را به ۳ میلیون نفر از اقشار آسیب دیده از شیوع کرونا اختصاص داده است. مبلغی که در نظر گرفته شده بود، بسته به تعداد نفرات هر خانواده، بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان اعلام شد. دولت همچنین اعلام کرد که قرار است به ۴ میلیون نفر که فاقد درآمد ثابت هستند، بین ۱ تا ۲ میلیون تومان وام قرضالحسنه با اقساط ۲۴ ماهه پرداخت شود. ۸ درصد از سود این وام را که همراه با سود ۱۲ درصدی است، سازمان برنامه و بودجه پرداخت میکند و اقساط آن از کارت یارانه خانوادهها برداشت شود. این ارقام در حالی مطرح میشود که شاخص خط فقر در آغاز سال ۱۳۹۸ برای هر خانواده در شهر تهران، ۴ میلیون و ۵۹۲ هزار تومان برآورد شده بود. شاخص خط فقر در شهرهای کوچکتر کمی از این مبلغ کمتر است. [3]
با این حال، به نظر میرسد که بستههای حمایتی که جمهوری اسلامی ایران برای مردم ایران درنظر گرفته است، نه فقط به حل مشکلات معیشتی خانوارها کمکی نخواهد کرد، بلکه به علت عدم توجه به زیر ساختهای اقتصادی و اجتماعی در سالهای گذشته، بر مشکلات کشور، به ویژه در موضوعات اجتماعی، خواهد افزود.
معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهوری در امور زنان، با تایید زیان اقتصادی شیوع ویروس کرونا برای زنان سرپرست خانوار، گفته است: «دست کم ۱۲ هزار زن سرپرست خانوار، بدون هیچگونه پوشش حمایتی و بیمهای زندگی میکنند و عواقب اقتصادی بحران کرونا ممکن است وضعیت آنها را بدتر از قبل کند.»
حال با توجه به اینکه پس از سالها لایحه «حمایت از زنان در برابر خشونت» همچنان در پیچ و خم راهروهای مجلس، دولت و دستگاه قضایی ایران سرگردان است، به نظر میآید که زنان ایرانی باید این ایام بحرانی را هم بدون قوانین حمایتی سپری کنند.