امروز بریتانیا و اتحادیه اروپا با نخستین ملاقات میان اورسولا فون دِرلایِن، رئیس کمیسیون اروپا، و بوریس جانسون، نخست وزیر، عملا مذاکرات مربوط به یک توافق بازرگانی میان بریتانیا و اتحادیه اروپا را آغاز میکنند.
هرچند هم خانم فون درلاین و هم آقای جانسون خواهان شروعی مثبت برای گفتگوها هستند، تنشها همچنان بر سر جای خود باقی است. رئیس جدید کمیسیون اروپا ضربالاجل جانسون برای ۳۱ ام ماه دسامبر را «بسیار کوتاه» خوانده و رد کرده است. از سوی دیگر آقای جانسون، وعده داده دوره انتقالی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را - که طی آن بریتانیا به بازار مشترک و مقررات گمرکی اتحادیه متعهد باقی خواهد ماند، تمدید نکند. تصور من این است که تا ضربالاجل دسامبر، تنها اسکلتی از یک توافق بازرگانی - عمدتا روی کالاها - و احتمالا در آخرین لحظات به امضا خواهد رسید. اما فکر میکنم هردو طرف بدون آنکه دوره انتقالی را تمدید کنند، راهی برای ادامه گفتگوها درباره سایر مسائل پیدا خواهند کرد.
امروز جانسون بار دیگر خواستهاش را برای جدایی از مقررات اتحادیه اروپا – به جای هماهنگی با آن، تکرار کرد. او حقیقتا معتقد به واگرایی از اتحادیه اروپاست، اما لفاظیهای شدیداللحنش با واقعیتهایی از جمله نیاز به تجارت بیمانع صنایع کارخانه ای، روبهرو میشود.
قدرتمندترین «لابیگرها» (لابیگری حرفهایست که هدف آن نفوذ در نهادهای حکومتی یا افکار عمومی برای پیشبرد منافع بخش خصوصی یا دیدگاههای اجتماعی است) واحدهای بازرگانی عضو کنفدراسیون صنایع بریتانیا نیستند، بلکه نمایندگان محافظهکار پارلمان بریتانیا از شمال و مرکز کشورند. آنها بابت احتمال کاهش فرصتهای شغلی یا تعطیل کارخانجات تولید خودرو و صنایع فضایی یا دیگر واحدهای تولیدی، سخت نگرانند. جانسون در صدد برخواهد آمد که مسئله مرز گمرکی با دریای ایرلند را به نوعی رفع و رجوع کند، اما حزب محافظهکار او باید رایدهندگان طبقه کارگر را - که به تازگی به آن رای داده اند، حفظ کند و به همین دلیل آقای جانسون مجبور خواهد شد به مراتب بیش از آنچه فکر میکرده، رشتههای کشور را با اتحادیه اروپا حفظ کند.
امروز توافق بازرگانی دیگری نیز برای جانسون مطرح است: توافق تجارتی با ایالات متحده. وزرای کابینه جانسون ازاو میخواهند برای تحت فشار گذاشتن اتحادیه اروپا، مذاکرات بازرگانی با آمریکا را همزمان آغاز کند؛ هرچند پیشرفت واقعی در گفتگوها با آمریکا تا زمانی که ایالات متحده از شکل توافق میان بریتانیا و اتحادیه اروپا آگاه نشده، صورت نخواهد گرفت.
از سوی دیگر جانسون سخت امیدوار است تنش در خاورمیانه به دنبال حمله تلافیجویانه ایران به دو پایگاه نظامیآمریکا در عراق، فروکش کند. نخست وزیر بریتانیا میداند اگر در بحران جاری به طور کامل از ترامپ حمایت نکند، امکان دارد توافق بازرگانی با آمریکا به خطر بیفتد. بهرغم دوستی شخصی میان ترامپ و جانسون، نخست وزیر بریتانیا میداند رئیس جمهوری آمریکا غیرقابل پیشبینی بوده و ممکن است مذاکرات بازرگانی با بریتانیا را به حمایت کامل این کشور از سیاستهای آمریکا در خاورمیانه، یا موضوع مجوز بریتانیا به موسسه فنآوری «هواوی» برای تعبیه شبکه «جی پنج» مشروط کند.
وقایع چند روز اخیر به بریتانیا یادآور میشود که در اغلب موارد این کشور اشتراک نظر و منافع بیشتری با همسایگان اروپاییاش دارد تا به اصطلاح متحدش در آنسوی اقیانوس. رهبران اتحادیه اروپا نیز همانند جانسون در روابطشان با آمریکا باید تعادل پیچیدهای را حفظ کنند. به گفته یک دیپلمات اروپایی: «ما بدون داشتن چوبی که به تعادل ما کمک کند، روی یک طناب راه میرویم، در حالی که زیرپایمان مین گذاری شده است.»
نکته مهم اینجاست که بیانیه مشترک امانوئل مکرون، آنگلا مرکل و جانسون - که در نهایت دقت تنظیم شده بود، از حمله آمریکا علیه سلیمانی حمایت نکرد. در پشت پرده، موضع پاریس و برلین علیه ترامپ سختتر میشود. آنها آمادهاند که اگر ترامپ اقدامات تلافیجویانه ایران را با زور بیشتری پاسخ دهد، آمریکا را مورد تقبیح قرار دهند.
اگر چنین شود، جانسون با این خطر جدی مواجه خواهد شد که در تلاش برای سواری بر دو اسب در آن واحد (حفط منافع بریتانیا هم در اتحادیه اروپا و هم در آمریکا) به زمین بیفتد. ممکن است ترامپ از او بپرسد:«با ما هستی یا علیه ما؟» از آن گذشته، تلاشهای جانسون برای متقاعد کردن فرانسه و آلمان برای حفظ برجام نیز سخت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
دیپلماتها وسیاستمداران بریتانیایی سالها برای تصویر کردن این کشور به عنوان پلی میان اروپا و آمریکا تلاش کردهاند. این تصویر، طبیعتا به مذاق طرفداران خروج از بریتانیا - که این کشور را پس از خروج از اتحادیه اروپا به عنوان «بریتانیای جهانی» مجسم میکنند، خوش میآید. اما این رویا با بروز بحرانهای جاری، محو میشود.
این پرسش مطرح است که اگر جانسون مجبور به انتخاب شود، چه راهی را برخواهد گزید؟ فشار و وزن واشینگتن سنگین و شاید حتی منکوب کننده باشد. تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، نتوانست در مقابل فشار واشینگتن برای آغاز جنگ با عراق درسال ۲۰۰۳ مقاومت کند، در حالی که یک راه حل اروپایی ممکن بود بتواند مسئله عراق را حل کند.
اگر چنین اتفاقی بار دیگر در جریان مذاکرات بازرگانی با اتحادیه اروپا رخ دهد، بریتانیا بهای پشت کردن به همسایگانش را خواهد پرداخت. از سوی دیگر، اروپا مایل است در جهانی که زیر تفوق آمریکا و چین است، بریتانیا را در مدار دیپلماتیک خود حفظ کند. خانم فون درلاین، در نطقی که پیش از ملاقات با جانسون در دانشکده اقتصاد لندن کرد، از نسل جدید بریتانیا خواست در انتخابشان «همکاری» را بر «انزوا» ترجیح دهند. او به درستی گفت در اینصورت بریتانیا نفوذ بیشتری در جهان خواهد داشت؛ و این که نفوذ ژئوپولتیکی در منافع ملی مستتر است. خارج از عضویت در اتحادیه اروپا، بهترین شکل، همکاری مدبرانه بریتانیا، فرانسه و آلمان در ارتباط با ایران است، بدون آن که به چارچوب سیاست خارجی یا دفاعی اروپا یا طرح مکرون برای «اقتدار و حاکمیت بیشتر» اروپا کشیده شوند.
در این روزهای نخست دولت جدید بریتانیا، جانسون متوجه شده که رئیس جمهوری دیگری در فرانسه، شارل دوگل به درستی گفته بود :«برای حکومت، همواره باید از میان زیانها انتخاب کرد.»
© The Independent