روسایجمهوری آمریکا و روسیه طی دو تماس تلفنی، مسیر جنگ در اوکراین را که اکنون وارد چهارمین سال شده است، تغییر دادند. اکنون جهان امیدوار است که بهزودی شاهد نخستین آتشبس باشد و پس از آن، تلاشها برای رسیدن به یک توافق صلح آغاز شود. با این حال، به نظر میرسد در میان تمامی طرفهای درگیر، این تنها ایالات متحده است که برای رسیدن به مراحل بعدی مذاکرات و دستیابی به نتایج موردنظر عجله دارد. به همین دلیل، دولت دونالد ترامپ مستقیم با مسکو و کییف همکاری میکند و پیوسته نشان میدهد که دیگر به ائتلاف غربی برای حمایت از اوکراین که دولت قبلی آمریکا ایجاد کرده بود، علاقهای ندارد.
اما تغییر رویکرد آمریکا نگرانیهای زیادی را برای متحدانش در ناتو به همراه داشته است؛ زیرا توافقهای احتمالی میان واشنگتن و مسکو تنها به سرنوشت اوکراین محدود نمیشود، بلکه میتواند بر امنیت اروپا و حتی آینده ناتو بهعنوان یک سازمان محوری در امنیت بینالمللی، تاثیر بسیاری بگذارد.
علاوه بر آن، اروپاییها به یاد دارند که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، روابط اروپا با آمریکا پرتنش شد و او کشورهای ناتو را به افزایش مشارکت مالی در بودجه این پیمان وادار کرد تا تعهدات آمریکا در برابر تهدیدهای احتمالی روسیه حفظ شود. در آن زمان که هنوز جنگی در قاره کهن رخ نداده بود، امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، از «مرگ مغزی ناتو» سخن گفت. سپس رهبران اروپا از احتمال دست کشیدن آمریکا از تعهداتش در قبال ناتو و نیاز اروپا برای آماده شدن دفاع مستقل از خود هشدار دادند.
هرچند تهاجم روسیه به اوکراین ائتلاف غربی به رهبری جو بایدن را دوباره احیا کرد، درگیر کردن روسیه در یک جنگ آشکار، پرهزینه و بینتیجه غرب هم را به سمت راهبردی پرهزینه و ناکارآمد سوق داد و هر زمان که از لزوم افزایش حمایتهای مالی و نظامی از اوکراین صحبت شد، ناتو خود را با چالشها و ناسازگاریهای بیشتری مواجه دید.
در جریان کارزار انتخاباتی ریاستجمهوری آمریکا، ترامپ بارها بر لزوم توقف جنگ و پایان دادن به اختلاف با روسیه تاکید کرد و از دیدگاههای تازهاش درباره ناتو سخن گفت. از این رو میتوان گفت که بازگشت ترامپ به کاخ سفید، نگرانی اروپاییها را دوچندان کرده است. تماس تلفنی او با پوتین و برنامهریزی برای نشستهایی در ریاض و استانبول، بدون هیچ مشورتی با متحدان غربی، زنگ خطر را در اروپا به صدا درآورد و حتی دیدارهای ترامپ با رهبران بریتانیا و فرانسه، بنا به درخواست خود آنها انجام شد. افزون بر آن، نشست پرتنش ترامپ با ولودیمیر زلنسکی در کاخ سفید نشان داد که دولت کنونی آمریکا قصد ندارد مسیری را که هماکنون دنبال میکند، تغییر دهد.
حالا برای نخستین بار در ۹۰ سال اخیر، اروپاییها به این فکر افتادهاند که ساختاری دفاعی بدون حضور ایالات متحده ایجاد کنند. هرچند کشورهای اروپایی همچنان بر اهمیت نقش واشینگتن اذعان دارند، دیگر نمیتوانند آن را یک شریک قابلاعتماد بدانند.
پیشگام شدن بریتانیا بهعنوان نزدیکترین متحد آمریکا، در تدوین راهبرد دفاعی جدید اروپا و ارائه طرحهایی مانند «ائتلاف داوطلبان» برای اعزام نیروهای حافظ صلح به اوکراین، نشان میدهد که ساختار امنیت غرب که از پایان جنگ جهانی دوم ستون نظام بینالملل به شمار میرفت، در حال تغییر و دگرگونی است.
اکنون اروپا در حال بررسی جزئیات برنامه جدید ۸۰۰ میلیارد دلاری در سال برای «تسلیح مجدد اروپا» از طریق تقویت صنایع دفاعی و توسعه برنامههای هستهای بریتانیا و فرانسه است. این ماموریت دشوار بدون شک نهتنها فشارهای اقتصادی شدیدی بر دولتهای اروپایی تحمیل میکند، بلکه به کاهش روزافزون بودجههای توسعهای و رفاهی این قاره میانجامد.
برگرفته از روزنامه الاتحاد