سوزانا جورج در مقالهای در واشینگتنپست درباره روابط عربستان سعودی و آمریکا در دولت دوم ترامپ مینویسد، در ماههایی که از آغاز ریاستجمهوری دونالد ترامپ میگذرد، عربستان سعودی در مرکز برخی از بلندپروازانهترین اهداف سیاست خارجی و ژئوپلیتیکی او قرار گرفته است، از جمله میزبانی مذاکرات بین مقامات آمریکایی و روسیه و تسهیل مذاکرات برای آتشبس و توافقی سودآور در زمینه معادن در اوکراین.
ترامپ، که شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، یکی از نزدیکترین متحدانش به شمار میآید، این کشور را بهعنوان یک میانجی دوست، اما بیطرف برای بازتنظیم روابط آمریکا با روسیه و دسترسی به منابع معدنی، نفت و گاز اوکراین انتخاب کرده است. رئیسجمهوری آمریکا، روز سهشنبه اعلام کرد که ماه آینده در اولین سفر خارجی خود در دوره دوم ریاستجمهوری به عربستان خواهد رفت—سفری که به گفته او شامل نهایی کردن توافقی برای سرمایهگذاری بیش از یک تریلیون دلاری ریاض در اقتصاد آمریکا خواهد بود.
ترامپ این هفته در دفتر کار خود در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «من رابطه بسیار خوبی با محمد (شاهزاده محمد بن سلمان) و پادشاه دارم»، اشارهای به سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه ۸۹ ساله عربستان سعودی که پسرش را بهعنوان جانشین خود انتخاب کرده است. او سفر قبلی خود به عربستان را «یک روز باورنکردنی» توصیف کرد و گفت که اکنون به این کشور بازمیگردد تا «مقادیر عظیمی از فرصتهای شغلی» در ایالات متحده ایجاد کند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
تصمیم ترامپ برای سپردن نقش میانجیگری در این مذاکرات حساس به عربستان، تا حدی به روابط شاهزاده محمد بن سلمان با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مرتبط است، اما همچنین فرصت احیای رابطهای را فراهم میکند که رئیسجمهوری آمریکا و ولیعهد عربستان سعودی در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ ایجاد کرده بودند.
ترامپ و شاهزاده محمد بن سلمان هر دو سبک دیپلماسی مبتنی بر معامله را ترویج دادهاند که کمتر به اصول یا اتحادهای سنتی متکی است و بیشتر بر مبادلات تجاری و سرمایهگذاریهای چندمیلیارد دلاری برای تحکیم روابط با کشورهای دیگر تمرکز دارد.
واشینگتنپست مینویسد، وقتی ترامپ درباره توافق عادیسازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی صحبت میکند—تلاشی که در دوره اول ریاستجمهوری او در جریان بود اما به دلیل جنگ غزه متوقف شده است—بر این تاکید دارد که چنین توافقی باعث شکوفایی اقتصادی در خاورمیانه خواهد شد.
نیل کویلیام، پژوهشگر موسسه چتم هاوس در بریتانیا، میگوید: «با بازگشت ترامپ به ریاستجمهوری، عربستان سعودی را واقعا در مرکز تحولات قرار داده است.» او افزود که این کشور تاکنون از دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ بهره زیادی برده است، اما بلندپروازیهای ولیعهد برای افزایش قدرت جهانیاش مدتها در حال شکلگیری بوده است.
شاهزاده محمد بن سلمان از زمان انتصاب بهعنوان ولیعهد در سال ۲۰۱۷، قدرت را بهسرعت در دست گرفت. از آن زمان، او اعلام کرده است که قصد دارد اقتصاد عربستان را بازسازی کند و آن را از وابستگی به درآمدهای نفتی خارج کند، در عین حال درهای کشور را به روی سرمایهگذاریهای خارجی باز کرده و تغییرات اجتماعی را با سرعت بیشتری پیش ببرد.
عربستان سعودی دومین ذخایر بزرگ نفت خام جهان را در اختیار دارد و شاهزاده محمد بن سلمان از موقعیت خود برای ترویج پروژههای «ابر پروژه» مانند یک کلانشهر عمودی با انرژی پاک، جذب فدراسیونهای ورزشی و برگزاری کنفرانسهای مهم اقتصادی و سیاسی استفاده کرده است.
او علیرغم تلاشهای آمریکا برای منزوی کردن پوتین، روابط خود را با او حفظ کرد و در نهایت به تسهیل تبادل زندانیان بین واشنگتن و مسکو کمک کرد. پس از یک دوره تقابل اولیه، شاهزاده محمد بن سلمان همچنین مناسباتی با جمهوری اسلامی برقرار کرد.
واشینگتنپست مینویسد، در داخل عربستان، طرفداران حکومت پادشاهی، حمایت دولت ترامپ از این کشور را تاییدی بر چشمانداز ولیعهد برای مدرنسازی کشور و افزایش قدرت آن در سطح بینالمللی میدانند.
فیصل عباس، سردبیر روزنامه عربنیوز عربستان، میگوید: «این پاداش ماست؛ ما در حال بهرهبرداری از تغییر مسیر سیاست خارجی خود هستیم.» او افزود که با پیروزی ترامپ در انتخابات، بسیاری در عربستان اعتقاد داشتند که به اصطلاح «ستارهها در یک راستا قرار گرفتهاند» و اکنون این کشور میتواند «نقش واقعی خود را بهعنوان قدرت برتر عرب و مسلمان در منطقه ایفا کند.»
به نوشته واشینگتنپست، تحولات منطقهای نیز به نفع عربستان سعودی تغییر کرده است. مراکز سنتی قدرت در خاورمیانه، مانند مصر، سوریه و عراق، در اثر سالها ناآرامی و بحران اقتصادی ضعیف شدهاند و این خلا قدرت، فرصتی برای عربستان فراهم کرده تا رهبری منطقه را به دست گیرد.
ترجمه و تلخیص شده از مقاله منتشر شده در واشینگتنپست