حیرتآور است که چگونه ذرهای به کوچکی ویروس کرونا، پیامدهایی به همراه داشته که شاید دنیا را متحول کند. چیزی که هزاران نفر را میکشد، تشنج جهانی را دامن میزند، کشورها را به تعطیلی میکشاند، اقتصاد جهانی را ویران میکند، مرزها را میبندد، زنجیره عرضه را مختل میکند و در چشم به هم زدنی، بازارها را متلاطم میکند. جنگهای تجاری و نظامی احتمالاً به اندازه این اپیدمی، دنیا را در قرنطینه فرو نبردهاند.
بنابراین، آیا سرانجام زمان آن فرا رسیده تا همگی این واقعیت را بپذیریم که زندگی بشریت آن گونه که میشناسیم به خطر افتاده؟
فارغ از این که ما که هستیم، چه می کنیم، درآمدمان چقدر است و کجا زندگی میکنیم، این بحران ما را از آینده میهراساند. آیا این آخرین باری است که ما با چنین اپیدمی روبرو میشویم؟ احتمالا خیر. ما از قدرت ویرانگر این ویروس آگاهیم. سئوال اینجاست که قدرت ما از منظر بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در رویارویی با این ویروس چقدر است؟ ما هنوز نمیدانیم.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حتی اوضاع وخیم محیط زیست نیز به اندازه این بحران در ذهن مردم ثبت نشده است. حس مشترک نجات در رویارویی با این بیماری و نیز مشکلات اقتصادی و اجتماعی آن، جهان را در بر گرفته است. ما به یک نقطه حیاتی رسیدهایم که میتواند آینده را ممکن و یا غیرممکن سازد. این وقفه به ما فرصتی میدهد تا به آینده پیش رو بیاندیشیم و اولویتهای فردی و جهانی را از نو تعیین کنیم.
قرن ۲۱ شاهد پیشرفت های تکنولوژیکی بوده که ما را قادر به ارتباط، مصرف کالاهای لوکس و سفر در مدت زمانی کوتاه کرده، آن چنان که هرگز کسی قبلا ندیده است.
این مدل، تماما به اندازهگیری دستآوردهای فردی و موفقیتهای سازمانی از طریق درآمد کسب شده و دستاوردهای مادی آنها خلاصه میشود.
اما کووید-۱۹ باید رهبران جهان را وادار کند تا از جنگهای نظامی و تجاری که گریبانگیر قرن ۲۱ شده، پرهیز کنند. برای دههها، فعالان محیط زیست، خواستار زندگی پایدار شدهاند.
انگیزههای مالی و مادی، موانعی کلیدی در راه پیشرفت به سوی زندگی پایدار و حفاظت مؤثر از کره زمین بوده است. کمبود منابع درمانی و نگرانی از آسیبهای اقتصادی باعث شده تا تدابیر قرنطینه با تأخیر اعمال شود که منجر به سقوط اقتصادی به مقیاسی شده که هرگز جهان آن را تجربه نکرده است.
خرد جمعی حکم میکند که اگر نهادی حافظ منافع مردم باشد، آنها را توانمند میسازد و به اقتصاد پایدار موفق از طریق سرمایه اجتماعی دست مییابد. اکنون زمان آن فرا رسیده تا به آینده مورد نظرمان فکر کنیم. نطفه نظام رفاهی بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم بسته شد.
وقتی زمان بهبودی فرا رسد، جستجو برای سلامتی باید در اولویت باشد. هزینه کردن برای علت به جای معلول باید مد نظر قرار گیرد. ما باید از مدلهای کارخانه ای خدمات درمانی فاصله بگیریم، نظامی که در آن کارکنان با سیستم فرمان و کنترل، تحت الگوهای بروکراسی کار میکنند.
باید نوآوریهای بنیادینی که با شیوههای جدید مردم را به سمت سالم ماندن برای پیشگیری از بیماری سوق میدهد و هزینه خدمات درمانی را بالا میبرد و نیز مراقبتهای هدفمند مهار شوند.
اساسا، نظام خدمات درمانی به جای درمان بیماری باید به سمت الگوی پیشگیری پیش رود. اکنون زمان آن فرا رسیده که نهادها و ارگانها با برقراری تعادل میان ارزشهای اجتماعی، سلامتی، پایداری و خوشنودی کارکنان از یک طرف و سودشان از طرف دیگر، معیاری برای موفقیت مردم ، سازمان ها و کشورها باشند. الگویی که دولتها بتوانند در قالب قوانین به اجرا درآورند.
اکنون رسیدن به اجماعی جهانی مشابه پیمان برتون وودز در سال ۱۹۴۴ میلادی، که الگوی اقتصادی را پس از جنگ جهانی دوم بنیان نهاد، ضروری است. بحران کنونی جنگی است که باید برای حفط منافع و بقای پایدار ما خاتمه یابد.
عقبگرد به سوی سالهای دهه ۲۰۱۰ میلادی و همکاری بیشتر جهانی علیه ملی گرایی و قبیله گرایی لازم است. جهانی کردن ثبات و ارزشهای اجتماعی باید ماموریت اصلی ما باشد. رهبران جهان باید رهبری مسئولانهای از خود نشان دهند که مناقع تمامی اعضای ذینفع، محیط زیست و آینده را تامین کند.
علی مهدی مشاور جراح ارتوپدی سرویس سلامت همگانی بریتانیا (NHS) است.
© The Independent