۳۴ سال پس از وحدت، یمن به کجا می‌رود؟

بدون وارد کردن یک شکست نظامی بزرگ به حوثی‌ها، دستیابی به توافق با این گروه یا تلاش برای حل بحران یمن از طریق گفت‌وگو با جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نیست

شبه‌نظامیان حوثی وابسته به رژیم جمهوری اسلامی ایران در یمن‌ــ عکس از: AFP

اگر این موضوع را مطرح کنیم که چه کسی مسئولیت چندتکه شدن یمن را بر عهده دارد، به چنان بحث طولانی وارد می‌شویم که آن را پایانی نخواهد بود؛ به‌ویژه اینکه امروز بخشی از قلمرو یمن در کنترل «جمهوری اسلامی» است و رژیم ایران توانسته است در شبه‌جزیره عربستان هم برای خود جای پایی پیدا کند. این وضعیت نه‌تنها یمن را به تهدیدی برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تبدیل کرده، بلکه امنیت کشتی‌رانی بین‌المللی در دریای سرخ و کانال سوئز را نیز به خطر انداخته است.

از سرگیری حملات حوثی‌ها به کشتی‌های در حال عبور از دریای سرخ و فرا رسیدن سی‌وچهارمین سالگرد وحدت یمن که در ۲۲ مه ۱۹۹۰ به دوپارچگی یمن جنوبی و شمالی پایان داد، باعث شد بحران یمن بار دیگر در کانون توجه قرار گیرد.

همه می‌دانند عامل کودتا علیه علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهوری فقید یمن که در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید و سال‌ها در قدرت باقی ماند، که بود. به دنبال آغاز شورش‌های سال ۲۰۱۱ سازمان اخوان‌المسلمین بدون توجه به نقش و ترفندهای رژیم جمهوری اسلامی ایران که از هر فرصت و حادثه در منطقه بهره‌برداری می‌کند، دچار این تصور شد که زمان تغییر رهبری یمن فرا رسیده است.

سازمان اخوان‌المسلمین بحران موسوم به «بهار عربی» را فرصتی برای سرنگونی دولت علی عبدالله صالح دانست و رهبران این سازمان بر این تصور بودند که رسیدن به این هدف کاری آسان است، اما آنچه به وقوع پیوست، برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها بود، زیرا تنها طرفی که از میان آشفتگی‌ها و درگیری‌هایی که یمن از سال ۲۰۱۱ شاهد آن‌ها بود، به پیروزی رسید، گروه حوثی بود. 

با کودتایی که اخوان‌المسلمین فوریه ۲۰۱۱ علیه علی عبدالله صالح به راه انداخت، وحدت یمن پایان یافت و در فوریه ۲۰۱۲، علی عبدالله صلح از قدرت کنار رفت و امور ریاست‌جمهوری را به معاونش، عبد ربه منصور هادی سپرد. عبد ربه منصور هم چه دانسته و چه ندانسته، در خدمت حوثی‌ها و به عبارت دیگر در خدمت پروژه رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت و یمن را به سمت اختلاف و چندپارچگی بیشتر سوق داد.

عبد ربه منصور اهل استان ابین در جنوب یمن، مردی ساده‌لوح و خوش‌باور است. همین ویژگی‌ها هم باعث شد علی عبدالله صالح او را به‌عنوان معاونش برگزیند. روزی از علی عبدالله صالح پرسیدم: چگونه یک سیاستمدار باهوش چون او فردی مانند عبد ربه را به عنوان معاونش انتخاب می‌کند؟ او در پاسخ، تلویحا اشاره کرد که پس از تجربه تلخ معاون قبلی‌اش، علی سالم البیض، که شریک واقعی در دستیابی به وحدت یمن بود، تصمیم گرفت چنین فرد ساده‌لوحی را به‌ معاونت انتخاب کند.

ادامه جنگ و خشونت یمن را به ویرانه‌ای تبدیل کرد تا سرانجام در پی توافق پکن در ۱۰ مارس ۲۰۲۳ که به از سرگیری روابط دیپلماتیک میان تهران و ریاض منجر شد، حوثی‌ها هم آتش‌بس با عربستان سعودی را پذیرفتند. توافق مزبور مسیر احیای روابط دیپلماتیک ریاض و تهران را هموار کرد اما در مسیری که پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مهم‌ترین بند توافق یعنی «توقف مداخله در امور داخلی سایر کشورها» را نشان دهد، تاکنون قدمی برداشته نشده است.

اکنون که حدود ۳۴ سال از وحدت یمن می‌گذرد، باید به برخی تحولات مهم این دوره توجه جدی صورت گیرد. از جمله اصرار جمهوری اسلامی به ادامه راهبرد استفاده از حوثی‌ها در درگیری‌هایی که رژیم ایران در حاشیه جنگ غزه آغاز کرد.

البته میان رویارویی مستقیم جمهوری اسلامی با اسرائيل و جنگ‌های متعدد گروه‌های نیابتی وابسته به رژیم ایران در منطقه، تفاوت بسیاری وجود دارد. اول اوریل گذشته، ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق هدف حمله قرار گرفت و در نتیجه، شماری از افسران ارشد سپاه پاسداران کشته شدند. جمهوری اسلامی ایران که ناگزیر بود به این حمله واکنش نشان دهد، با راه‌اندازی یک حمله نمایشی، به اسرائيل پاسخ داد و به محض پایان یافتن مرحله کوتاه رویارویی مستقیم، آتش جنگ‌های نیابتی را در لبنان، سوریه، عراق و یمن شعله‌ور کرد تا آمریکا را متقاعد کند که جمهوری اسلامی قدرت مسلط در منطقه است و از معامله با آن گریزی نیست.

از سوی دیگر لازم است در سی‌وچهارمین سالگرد وحدت یمن، به بزرگ‌ترین دگرگونی که در منطقه رخ داد و یمن را از یک دولت مرکزی که پایتخت آن صنعا بود، به کشوری آشفته و چندپارچه‌ تبدیل کرد که بخشی از آن در محور جمهوری اسلامی ایران می‌چرخد، هم اشاره کرد. امروز از این بخش از قلمرو یمن که در کنترل جمهوری اسلامی است، برای حمله به کشتی‌‌های تجاری در دریای سرخ استفاده می‌شود. علاوه بر آن، مشخص نیست در آینده از این بخش از خاک یمن که در کنترل حوثی‌ها است و مرزی طولانی با عربستان سعودی دارد، چه بهره‌برداری‌هایی ممکن است صورت بگیرد؟

در واقع، شمال یمن به پایگاهی خطرناک برای جمهوری اسلامی در شبه‌جزیره عربستان تبدیل شده است و رژیم ایران می‌تواند برای تحقق هرگونه هدفی از این پایگاه استفاده کند. تا چندی پیش از شمال یمن که در کنترل حوثی‌ها است، برای سرکوب مخالفان داخلی و حمله به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس استفاده می‌شد، اما در حال حاضر، حوثی‌ها از این بخش برای حمله به کشتی‌‌ها در دریای سرخ استفاده می‌کنند.

وحدت یمن فارغ از برخی چالش‌ها از جمله جنگ تابستان ۱۹۹۴، نوعی ثبات در منطقه ایجاد کرد که تعیین مرزهای یمن با عربستان سعودی و عمان، می‌تواند مصداق این مدعا باشد. اکنون در حالی که بازگشت به وحدت یمن غیرممکن نیست، این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان روزی با حوثی‌ها به یک توافق سیاسی دست یافت؟ پاسخ این است که هرگز نه؛ زیرا حوثی‌ها بدون موافقت رژیم ایران قادر نیستند تصمیمی اتخاذ کنند.

پرسش دیگر این است که آیا می‌توان با رژیم فعلی در ایران به توافق رسید تا بتوان موضوع توافق با حوثی‌ها را مطرح کرد؟

این واقعیت را نمی‎‌توان نادیده گرفت که گروه حوثی بخشی از ملت یمن است، اما میان ورود حوثی‌ها به یک توافق سیاسی و خروج آن‌ها از زیر بار سلطه رژیم ایران تفاوت بسیاری وجود دارد و این بزرگ‌ترین چالش فراروی همه طرف‌های ذی‌نفع در امور یمن است. در واقع، درگیری‌ها و پیچیدگی‌های چند سال گذشته نشان می‌دهد که بدون وارد کردن یک شکست نظامی بزرگ به حوثی‌ها، دستیابی به توافق با این گروه یا تلاش برای حل بحران یمن از طریق گفت‌وگو با جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نیست.

اکنون آیا می‌توان برای رسیدن به این هدف به دولت جدیدی که به رهبری دکتر رشاد العلیمی تشکیل شده است، تکیه کرد یا یمن در دامن سرنوشت فاجعه‌بارش رها خواهد شد و در آینده بیشتر هم دستخوش اختلاف و درگیری می‌شود؟ تردیدی نیست که با ادامه وضعیت کنونی، شهروندان یمن به‌ویژه ساکنان مناطق تحت کنترل حوثی‌ها باز هم بیشتر در قعر فقر، خشونت و نابسامانی فرو خواهد برد.

برگرفته از روزنامه العرب

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه