در روزهای اخیر، جمهوری اسلامی بارها هشدار داده است که باید درباره دسیسههای آمریکا که هدفشان برهم زدن روابط دوستانه میان کشورهای منطقه است، هوشیار بود. این سخن هرچند با زبانی دیپلماتیک بیان شد، در پس آن، پیامهای صریحتری نهفته است که از جمله آن میتوان به اعلام تجهیز جزایر سهگانه در جنوب خلیج فارس به موشکهای دوربرد اشاره کرد. به عبارت دیگر، تهران عملا از اقدامهای نظامی احتمالی پیش رو که رژيم جمهوری اسلامی را مستقیم هدف قرار خواهند داد، بهشدت نگران است.
گرههای تنش؛ از گذشته تا امروز
هرچند از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید مدت زیادی نگذشته، تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا در این دوره کوتاه به میزانی بیسابقه افزایش یافته است. البته پیشینه این کشمکش به سال ۲۰۱۸ بازمیگردد؛ زمانی که واشینگتن از توافق هستهای (برجام) که سه سال پیش از آن در دوران اوباما، منعقد شده بود، خارج شد.
در پی این تصمیم مهم، آمریکا تحریمها علیه جمهوری اسلامی را شدت بخشید و اقتصاد ایران را در تنگنایی بیسابقه قرار داد. همزمان، درگیریهای کوتاهمدت جمهوری اسلامی و اسرائیل که پس از رخدادهای خونین غزه و لبنان در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ اتفاق افتاد، ضربهای کوبنده بر پیکر اقتصاد ایران وارد کرد و کاهش بیسابقه ارزش ریال، افت صادرات نفت و افزایش تورم و بیکاری، جمهوری اسلامی را در بحرانی عمیق فرو برد.
رژیم ایران نیز در واکنش به این فشارها، سیاستهای تقابلی متعددی را در پیش گرفت که از آن جمله میتوان به افزایش سطح غنیسازی اورانیوم، توقیف نفتکشها در تنگه هرمز و حمایت از تشدید درگیریها در غزه، لبنان و یمن اشاره کرد. این تحولات سریع و سرنوشتساز نهتنها خاورمیانه را در قعر بحران فرو برد، بلکه اغلب معادلات سنتی را هم دستخوش دگرگونیهای بزرگی کرد که پیامدهای آن هر روز تحولی جدید را رقم میزند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ترور سلیمانی؛ نقطه عطفی در تقابل تهران و واشینگتن
ترور قاسم سلیمانی در نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ یکی از مهمترین نقاط عطف این رویارویی بود. سلیمانی نهتنها فرمانده سپاه قدس، بلکه نماد نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه به شمار میرفت اما چهره اغراقآمیزی که از او بهعنوان «قهرمان مقاومت» ساخته شده بود، در یک لحظه فرو ریخت.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود، تا آستانه آغاز یک حمله نظامی علیه ایران پیش رفت، اما در آخرین لحظات از اجرای آن صرفنظر کرد.
چند سناریو برای آینده تنشها
اکنون که ترامپ برای دومین بار به کاخ سفید بازگشته است، میتوان چندین سناریو برای آینده تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا در نظر گرفت، بهویژه پس از ارسال پیام رسمی واشینگتن به تهران که با واکنش کماهمیت جلوه دادن و لفاظیهای تند مقامهای ایرانی مواجه شد و نشان داد که دو طرف همچنان در مسیر تنش گام برمیدارند. اما برای آینده این نبرد چه سناریوهایی میتوان متصور شد؟
سناریو نخست: مسیر تنش تدریجی و محدود کردن نفوذ جمهور اسلامی در منطقه
این سناریو کاهش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه از طریق خلع سلاح حزبالله در لبنان، کاهش قدرت نظامی و سیاسی حوثیها در یمن، اتخاذ مواضع سختگیرانهتر در سوریه و لبنان و توافق با روسیه برای کاهش حمایت از ایران خواهد بود. علاوه بر این، آمریکا ممکن است جنگ سایبری گستردهای علیه جمهوری اسلامی آغاز کند و درصدد حمایت از مخالفان داخلی و خارجی و جریانهای معترض جمهوری اسلامی برآید.
این روند در نهایت میتواند به یک تقابل نظامی مستقیم که اسرائيل نیز در آن مشارکت خواهد داشت، منجر شود و پیامدهای هولناکی به همراه داشته باشد که سراسر منطقه را در تنش و هرجومرج فرو برد.
سناریو دوم: بازگشت به مذاکرات
این گزینه همان چیزی است که تهران امیدوار به تحقق آن است. جمهوری اسلامی گمان میکند دولت کنونی آمریکا به ورود به یک جنگ تمامعیار و پرهزینه تمایلی ندارد و در بهترین حالت، درگیریهای محدود و غیرمستقیم را ترجیح میدهد. تجربه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در دوره نخست ترامپ و تاکید مکرر واشینگتن بر کاهش هزینههای نظامی، برای تهران این تصور را ایجاد کرده است که با بهرهجویی وضعیت فراهمشده، میتواند از مسیر مذاکرات، امتیازاتی کسب کند. اما تکیه بیش از حد بر این برداشت، ممکن است جمهوری اسلامی را به مسیری نادرست سوق دهد که محاسباتش اشتباه از آب درآید و به گسترش بیشتر دامنه جنگهای نیابتی بینجامد.
سناریو سوم: حفظ وضعیت موجود و انتظار برای تغییر معادلات جهانی
در این حالت، تنشها و درگیریهای نیابتی ادامه مییابد، اما هیچ توافق قطعی یا جنگ مستقیمی رخ نخواهد داد. جمهوری اسلامی و آمریکا همچنان یکدیگر را تحت فشار قرار خواهند داد، اما هر دو طرف در انتظار تغییر شرایط ژئوپلیتیکی خواهند ماند. این وضعیت علاوه براینکه هیچ راهحلی قطعی برای بحران ارائه نمیکند، میتواند به فرسایش اقتصادی و امنیتی روزافزون در خاورمیانه منتهی شود.
عوامل تعیینکننده در آینده این بحران
مسیر تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا با دگرگونهای احتمالی متعددی روبرو است که مهمترین آنها عبارتاند از میزان آسیبپذیری منافع آمریکا در منطقه در برابر اقدامهای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، تحولات جنگ اوکراین و تاثیر آن بر تمرکز راهبردی آمریکا و کاهش یا افزایش تنشها در سوریه، عراق، لبنان و یمن.
در فرجام میتوان گفت که آینده کشمکش جمهوری اسلامی و آمریکا در دوران ترامپ آکنده از احتمالات گوناگون است. این بحران چالشهای جدی و فرصتهایی نیز به همراه دارد، اما مسیر نهایی آن به تصمیماتی وابسته است که در واشینگتن و تهران اتخاذ خواهند شد؛ تصمیمهایی که یا راه را برای کاهش تنش هموار خواهند کرد یا جهان را به سوی بحرانی عمیقتر سوق خواهند داد.
برگرفته از روزنامه النهارالعربی