ساعت ۴ بعدازظهر ۲۴ دسامبر سال ۱۹۹۹ است و هواپیمای ایرباس آیسی ۸۱۴ متعلق به شرکت ایرایندیا از فرودگاه کاتماندو، پایتخت نپال، به مقصد دهلی بهآرامی بلند میشود. این هواپیما حامل ۱۷۹ مسافر و ۱۱ خدمه است و قرار است پس از یک ساعت و ۵۵ دقیقه به دهلی برسد. خلبان دیوی شاران با روی خوش به مسافران خوشامد میگوید و بابت چند دقیقه تاخیر در پرواز عذرخواهی میکند. او به مسافران میگوید که از پنجرههای سمت راست میتوانند کوه هیمالیا را ببینند و از منظره فوقالعاده آن لذت ببرند اما در این هنگام، پنج مرد پاکستانی هم آماده میشوند تا لذت تماشای هیمالیا از پنجره هواپیما را به وحشتی فراموشنشدنی تبدیل کنند.
این مردان همدیگر را با نامهای مستعار مانند رئیس، دکتر، شنکر، برگر و بولا صدا میزدند، اما نام واقعی آنان ابراهیم اطهر، شاکر غلام نبی، زاهد جرال، سانی احمد قاضی و شاهد اختر سید بود و اسلحه، چاقو، بمب دستی و مواد منفجره را با خود داخل هواپیما منتقل کرده بودند.
پرواز آیسی۸۱۴ که قرار بود که در مدت یک ساعت و ۵۵ دقیقه به دهلی برسد، پس از دو شبانهروز و با توقفهای چند ساعته در فرودگاههای امریتسار در هند، لاهور در پاکستان و دبی در امارات متحده عربی، در نهایت به قندهار تحت سلطه طالبان رسید.
نوپاو سینها، کارگردان سینمای هند، داستان این هواپیماربایی را با جزئیات و حواشی آن در سریال کوتاهی با عنوان «آیسی ۸۱۴: هواپیمایی قندهار»، به تصویر کشیده است. این سریال ۲۹ اوت روی نتفلیکس قرار گرفت و با استقبالی گسترده مواجه شد. سناریو این این سریال بر اساس کتابی که دیوی شاران، خلبان پرواز آیسی ۸۱۴، در سال ۲۰۰۰ نوشت و منتشر کرد، نوشته شده است.
در این سریال بازیگران مشهوری چون ویجی وارما، دیا میرزا، پاترلکا، نصیرالدین شاه، و پانچاج کاپور ایفای نقش میکنند و بر ماجرای هفت روزه رنج و وحشت مسافران و مذاکرات سیاسی که به دنبال آن انجام شد، متمرکز است. درباره بودجه تولید این سریال اطلاعات زیادی منتشر نشده، از طرفی به دلیل اشتباهات تاریخی و چگونگی نمایش وجهه هواپیماربایانــ برخی آن را بیش از حد همدلانه دانستهاندــ هدف انتقادهایی قرار گرفته است.
البته شماری از کارشناسان حوزه سینما و همچنین مخاطبان نظرهای مثبتی در مورد این سریال منتشر و آن را اثری کمنظیر در به تصویر کشیدن یکی از وحشتناکترین حوادث مرتبط با گروههای تروریستی فعال در جنوب آسیا توصیف کردهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بر اساس روایت این سریال، هواپیماربایان به خلبان دستور میدهد که مسیرش را به سمت کابل عوض کند. زمانی که این هواپیما ربوده شد، کابل تحت سلطه طالبان بود و نیروهای مقاومت در استانهای شمالی افغانستان با این گروه میجنگیدند. خلبان به ابراهیم اطهر، رهبر هواپیماربایان، میگوید که سوخت کافی برای رسیدن به کابل ندارد و برای ادامه مسیر نیاز است در نزدیکترین فرودگاه به زمین بنشیند. در این هنگام، خلبان به دهلی اطلاع میدهد که هواپیما ربوده شده و مسیر آنان تغییر کرده است.
هواپیما که در میان مسافران آن تعدادی زن و کودک و افراد بیمار نیز هستند، پس از ساعتی در فرودگاه امریتسار هند به زمین مینشیند تا سوختگیری کند اما هواپیماربایان از ترس عملیات کماندوهای هندی که در فرودگاه حضور داشتند، مانع سوختگیری میشوند و به خلبان دستور میدهند دوباره پرواز کند. کماندوهای ارتش هند قصد داشتند هواپیما را محاصره کنند و با هواپیماربایان درگیر شوند اما یک مامور اطلاعاتی هند از کاتماندو خبر داد که هفت کیلو مواد منفجره در داخل هواپیما وجود دارد و در صورت وقوع درگیری، ممکن است انفجار بزرگی رخ دهد که جان همه مسافران به خطر میافتد.
پس از آنکه هواپیما از فرودگاه امریتسار بلند شد، ابراهیم اطهر دستور داد که برای سوختگیری به فرودگاه لاهور در پاکستان برود. در آن زمان، رابطه هند و پاکستان بدتر از وضعیت کنونی بود و مسئولان دولت پاکستان ابتدا به هواپیمای هندی اجازه فرود ندادند اما پس از تماس مقامهای دو کشور، فرودگاه لاهور به هواپیمای آیسی ۸۱۴ هند اجازه فرود داد. هواپیما ظرف چند دقیقه سوختگیری کرد و بدون هیچ مداخله نظامی نیروهای پاکستانی به مقصد بعدی پرواز کرد.
هواپیماربایان مقصد بعدی را کابل اعلام میکنند، اما با نزدیک شدن هواپیما به آسمان افغانستان، فرودگاه کابل تحت سلطه طالبان اعلام کرد که شبها فعالیت نمیکند و امکان فرود هواپیما در شب وجود ندارد.
هواپیماربایان دستور میدهند که هواپیما به سمت دبی برود و تا صبح آنجا منتظر بماند. پس از فرود آمدن هواپیما در فرودگاه دبی، مقامهای امارات متحده عربی تلاش میکنند از طریق مذاکره با هواپیماربایان، زمینه آزادی مسافران را فراهم کنند.
یک مقام دولت امارات متحده عربی با خط تلفن ویژه فرودگاه از هواپیماربایان میخواهد که کودکان، زنان و افراد بیمار را رها کنند اما هواپیماربایان رد میکنند. مقام دولت امارات که در سریال از او تنها به نام «شیخ» یاد میشود، آیه ۳۲ سوره مائده را میخواند که در آن آمده است: «کشتن یک انسان بیگناه برابر با کشتن تمام انسانها است و نجات یک انسان نیز معادل نجات تمام انسانها است.» پس از آن، هواپیماربایان، شماری از زنان، کودکان و افراد بیمار و زخمی را در دبی پیاده میکنند و هواپیما به مقصدش به سمت قندهار افغانستان پرواز میکند.
پس از فرود هواپیمای ایرباس ایرایندیا در قندهار، مشخص شد که هواپیماربایان اعضای گروه حرکت المجاهدیناند؛ گروهی که محمد سجاد خان ایجاد کرد و در کشمیر فعالیت میکرد و بر ضربه زدن به هند متمرکز بود. محمد سجاد خان به دلیل شرکت در جنگ با نیروهای شوروی در افغانستان به «سجاد افغانی» نیز شهرت یافته بود و به همین دلیل در سریال هواپیماربایی قندهار هم از او با همین عنوان یاد میشود.
هند محمد سجاد خان را سال ۱۹۹۱ دستگیر کرد. او اوایل سال ۱۹۹۹ در جریان فرار نافرجام از زندان هند کشته شد. در این جریان چند شبهنظامی دیگر پاکستانی از جمله مسعود اظهر، از رهبران حزب المجاهدین، هم دستگیر و زندانی شدند.
پس از یک هفته مذاکره هواپیماربایان با هیئتی از هند که به کابل رفته بود، سه رهبر ارشد شبهنظامیان پاکستانی به نامهای احمد عمر سعید شیخ، مسعود اظهر و مشتاق احمد زرگر از زندان هند آزاد شدند. این تروریستها به راهاندازی عملیات تروریستی در کشمیر تحت اداره هند و دیگر بخشهای این کشور متهم بودند. هواپیماربان از هند خواستند که جسد محمد سجاد خان را نیز به آنها تحویل دهد، اما این درخواست به نتیجهای نرسید، چون محمد سجاد خان خیلی قبلتر کشته شده بود.
این سریال خشونت هواپیماربایان با خدمه و مسافران و همچنین حواشی مذاکرات میان هیئت وزارت خارجه هند و هواپیماربایان را که با پادرمیانی مولوی احمد متوکل، وزیر خارجه وقت رژیم طالبان، انجام شد، با جزئیات به تصویر کشیده است.
هرچند دولت هند هزینه گزافی بابت این هواپیماربایی پرداخت و سه دشمن کلیدیاش را آزاد کرد، توانست جان مسافران و خدمه هواپیما را حفظ کند. در جریان این هواپیمایی، فقط یک نفر از مسافران به نام روپین کتیال به دست هواپیماربایان کشته شد و بقیه پس از پایان یافتن مذاکرات که به نفع هواپیماربایان تمام شد، به دهلی بازگشتند.