شکست برنامه «امت‌سازی»؛ مغول‌ها رفتند، جمهوری اسلامی هم می‌رود

در حالی که حکومت می‌کوشید مانع برگزاری جشن‌های میهنی شود، شاهزاده رضا پهلوی ایرانیان را به برگزاری باشکوه مراسم چهارشنبه‌سوری، نوروز و جشن ملی سیزده‌به‌در فراخواند

اجتماع ایرانیان در آرامگاه کوروش در لحظه تحویل سال نوــ تابناک

حذف آیین‌ها و نمادهای ملی ایرانیان در بیش از چهار دهه گذشته به‌شکلی هدفمند و سازمان‌یافته در جمهوری اسلامی دنبال شده است. در طول این سال‌ها، هر زمان که مناسبت‌های مذهبی با آیین‌های ملی تداخل زمانی پیدا کردند، حکومت فرصت را برای حذف آیین‌های ملی ایران مغتنم شمرد و با انواع ترفندها از تحریک باورهای دینی مردم گرفته تا تهدیدها و ایجاد محدودیت، سعی کرد مانع برگزاری جشن‌های ملی شود. درست مانند چهارشنبه‌سوری و عید نوروز ۱۴۰۴ که حکومتی‌ها به بهانه هم‌زمانی ماه رمضان و شب‌های قدر از مدت‌ها قبل تهدید درباره برگزاری این جشن‌ها را آغاز کرده بودند. اما نتیجه‌ای که گرفتند کاملا برخلاف انتظارشان بود، زیرا میلیون‌ها ایرانی علاقه‌مند به تاریخ و فرهنگ ملی نه‌تنها به فراخوان حکومت برای برگزاری مراسم سوگواری در شب چهارشنبه‌سوری و عید نوروز پاسخ مثبت ندادند، بلکه ضمن برگزاری باشکوه این دو آیین ملی این دو مناسبت را به صحنه‌ای از همبستگی و همگرایی ملی تبدیل کردند.

برگزاری باشکوه مراسم سال تحویل در مکان‌های تاریخی و فرهنگی با شعارهای میهنی، حکومت را چنان نگران کرد که برای جلوگیری از تداوم تجمع‌های خودجوش، آرامگاه‌های خیام و فردوسی را بست و در مکان‌هایی مانند تخت جمشید، حافظیه و کاخ سعدآباد جو امنیتی را تشدید کرد.

نمایش باشکوه همگرایی و همبستگی ملی

برگزاری کم‌سابقه و باشکوه جشن چهارشنبه‌سوری و مراسم سال تحویل در مناطق مختلف ایران، به‌ویژه در اماکن تاریخی و فرهنگی، نه‌تنها همبستگی ملی ایرانیان در برابر ایدئولوژی تحمیلی حاکمیت را به نمایش گذاشت، بلکه نشان داد که پس از نزدیک به پنج دهه حکومت مذهبی، بسیاری از مردم بازگشت به نمادهای ملی را تنها راه نجات ایران می‌دانند. از همین رو، سال جدید را در مکان‌هایی چون تخت جمشید، آرامگاه‌ حافظ، فردوسی، خیام یا پاسارگاد جشن گرفتند؛ نمادهایی که از مهم‌ترین جلوه‌های هویت ملی ایران محسوب می‌شوند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در روزهای منتهی به چهارشنبه‌سوری، در حالی که حکومت با انواع تهدیدها تلاش می‌کرد مانع برگزاری این آیین شود، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی از ایرانیان دعوت کرد که «پرشورتر از هر سال، در شب چهارشنبه‌سوری، آتش همبستگی را به نشانه پایان زمستان و پیروزی نور بر تاریکی روشن کنند و همراه با جشن و آواز، نام ایران و نوای دلنشین ای ایران، ای مرز پرگهر را در جای‌جای میهن طنین‌انداز کنند».

ویدیوها و تصاویری که صبح آخرین چهارشنبه سال ۱۴۰۳ از جشن‌های چهارشنبه‌سوری در سراسر ایران منتشر شد، نشان داد که بسیاری از مردم، بی‌اعتنا به تهدیدهای حکومت و هم‌زمانی این مراسم با شب‌ قدر، آیین چهارشنبه‌سوری را با شکوه و سرزندگی برگزار کردند.

شاهزاده رضا پهلوی در آستانه نوروز در پیامی دیگر، از ایرانیان خواست در برابر تلاش‌های حکومت برای کمرنگ کردن این آیین بایستند و نوروز را باشکوه‌تر از همیشه جشن بگیرند. او در سومین روز سال جدید هم برای برگزاری باشکوه جشن ملی سیزده‌به‌در فراخوان داد.

مردم ایران امروز بیش‌ازپیش باور دارند که فارغ از گرایش‌های فکری مختلف، می‌توانند حول محور نوروز، فردوسی، حافظ، تخت جمشید، کوروش و دیگر نمادهای ملی گرد هم آیند و با برجسته‌سازی این نمادها، ایدئولوژی تحمیلی حکومت را به چالش بکشند.

بیش از چهار دهه تقابل با ملی‌گرایی

تلاش جمهوری اسلامی برای حذف نمادها و مناسبت‌های ملی از همان ابتدای شکل‌گیری‌ آن آغاز شد. روح‌الله خمینی در نخستین ماه‌های رسیدن به حکومت، در تقابل با فرهنگ و تاریخ ایران شمشیر از رو بست و ملی‌گرایی را «اساس بدبختی مسلمانان» خواند. در پی سخنان خمینی، حذف عنوان «ملی» از نام سازمان‌ها و مراکز دولتی به‌سرعت آغاز شد و پس از آن نیز نوبت به حذف نمادهای آیینی و فرهنگی ملی رسید.

طی پنج دهه گذشته، حکومت آشکار و پنهان کوشید نمادهای ملی را حذف کند؛ از تغییر نام مناسبت‌هایی مانند شب یلدا، سیزده‌به‌در و چهارشنبه‌سوری در تقویم رسمی گرفته تا اعمال محدودیت بر برگزاری این آیین‌ها. اما هرچه بیشتر در جهت حذف این نمادها تلاش کرد، علاقه مردم به آن‌ها افزایش یافت.

ریشه این پدیده را می‌توان در چند عامل جستجو کرد: نخست، واکنش طبیعی انسان به اجبار است. چرا که تجربه ثابت کرده است، هرگاه ایدئولوژی یا ارزش‌های خاصی بر جامعه‌ای تحمیل شود، افراد به‌طور غریزی در برابر آن مقاومت نشان می‌دهند. بنابراین، هرچه جمهوری اسلامی بیشتر بر تحمیل هویت دینی و ایدئولوژیک خود پافشاری کرد، تمایل جامعه به هویت ملی و نمادهای تاریخی ایران بیشتر شد.

دومین عامل به عملکرد خود حکومت مربوط است. وقتی مردم مشاهده می‌کنند حاکمیت برای توجیه سیاست‌هایش، سرکوب مخالفان یا مشروعیت‌بخشی به قدرتش از نمادهای دینی استفاده می‌کند، این نمادها به‌تدریج معنای ذاتی خود را از دست می‌دهند و به ابزاری حکومتی تبدیل می‌شوند. در نتیجه، حتی اقشاری از جامعه که به مذهب پایبندند، نیز به دلیل کارکرد سیاسی آن، از نمادهای دینی فاصله می‌گیرند و در مقابل، به نمادهای ملی که به سیاست‌های حکومتی‌ آلوده نیستند، گرایش پیدا می‌کنند. به‌خصوص که عملکرد جمهوری اسلامی نشان داده است که دین‌مداری حاکمانش لزوما به معنای اخلاق‌مداری و عدالت‌خواهی نیست.

فساد اقتصادی، سرکوب مخالفان، تبعیض‌های گسترده و استفاده ابزاری از دین باعث شده است که بسیاری از مردم، به‌ویژه طبقه متوسط و جوانان، نگاه انتقادی به مذهب پیدا کنند. در این شرایط، نمادهای ملی به‌عنوان جایگزینی برای هویت‌یابی و انسجام اجتماعی مطرح می‌شوند.

در کنار همه این موارد باید این نکته را نیز افزود که جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه همواره تلاش کرد تاریخ ایران پیش از اسلام را کم‌رنگ کند و هویت ایرانی را به اسلام گره بزند. همچنین برای پیشبرد منافع و مطامع خود افراد جامعه را به دو قطب «مومن و غیرمومن» یا «انقلابی و غیرانقلابی» تقسیم کرد. حال‌ آنکه نمادهای ملی فراتر از این دسته‌بندی‌ها عمل می‌کنند و می‌توانند بین گروه‌های مختلف جامعه پیوند ایجاد کنند. پس طبیعی است که نسبت به نمادهای تحمیلی حاکمیت قدرت اجتماعی بیشتری داشته باشند.

هویت ملی چیست و چرا اهمیت دارد؟

هویت ملی مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، تاریخ، فرهنگ، زبان و نمادهایی است که مردم یک کشور را به یکدیگر پیوند می‌دهد و باعث می‌شود خود را متعلق به یک ملت بدانند. این هویت فراتر از مرزهای جغرافیایی است و در تاریخ، آداب‌ و رسوم، زبان مشترک، اسطوره‌ها و ارزش‌های اجتماعی یک ملت ریشه دارد.

عناصر هویت ملی موارد متعددی‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به تاریخ و زبان مشترک، فرهنگ و سنت‌ها، نمادهای ملی، ارزش‌های اجتماعی، حافظه جمعی و اسطوره‌ها اشاره کرد.

هویت ملی از جهات مختلف حائز اهمیت است، زیرا موجب همبستگی و وحدت اجتماعی در میان مردم می‌شود، حس غرور و عزت‌نفس ملی را افزایش می‌دهد، به حفظ استقلال فرهنگی در برابر هژمونی فرهنگی خارجی کمک می‌کند و موجب مقاومت در برابر تحریف‌های تاریخی و هویتی می‌شود.

هویت ملی می‌تواند در کنار دیگر هویت‌ها، مانند هویت مذهبی، قومی و فردی قرار بگیرد، مشروط بر اینکه هیچ‌یک بر دیگری سلطه نداشته باشد. با این‌ حال، در برخی موارد، حکومت‌ها تلاش می‌کنند یکی از این هویت‌ها را بر سایرین مسلط کنند. در ایران، جمهوری اسلامی تلاش کرده است هویت امتی (اسلامی‌ــ‌شیعی) را جایگزین هویت ملی کند.

مشکل جمهوری اسلامی با هویت ملی ایرانیان

جمهوری اسلامی از آغاز تاسیس، بر پایه ایدئولوژی اسلامی و تحت رهبری روح‌الله خمینی شکل گرفت. این ایدئولوژی که بر ولایت فقیه، فقه شیعی و تاسیس یک جامعه اسلامی استوار بود، از ابتدا با هویت ملی‌ایرانی در تضاد قرار داشت. یکی از اهداف اصلی جمهوری اسلامی ایجاد امت اسلامی به جای هویت ملی ایرانی بود. به همین دلیل، بسیاری از نمادهای ملی ایران پیش از اسلام مانند تخت جمشید، نوروز و دیگر جشن‌ها و شخصیت‌های تاریخی ایران باستان، هدف بی‌توجهی، تخریب یا تحریف قرار گرفتند تا به مرور از حافظه جمعی مردم حذف شوند و جایشان را به مفاهیم اسلامی بدهند.

جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد که ایران را نه به عنوان کشوری با فرهنگ و تاریخی کهن، بلکه به عنوان جزئی از امت اسلامی معرفی کند. در این راستا، بسیاری از جشن‌های ایرانی مانند نوروز که در پیش از اسلام ریشه دارد، تضعیف شدند و هدف بی‌اعتنایی قرار گرفتند. این سیاست در حالی اجرا شد که جمهوری اسلامی همواره بر تقویت نمادهای مذهبی شیعی مانند عاشورا، کربلا و شخصیت‌های مذهبی شیعه تاکید کرده است.

در بسیاری از حکومت‌های ایدئولوژیک و دیکتاتوری، کنترل جامعه از طریق تحمیل یک هویت یکدست و تک‌صدایی انجام می‌شود. جمهوری اسلامی نیز با ترویج هویت امتی و نادیده‌ گرفتن یا سرکوب سایر هویت‌ها، تلاش کرد هیچ‌گونه هویت مستقل، متنوع و ریشه‌داری در ایران باقی نماند.

از نظر این حکومت، هویت ملی ایرانیان که مبتنی بر تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های پیش از اسلام است، می‌تواند به افزایش آگاهی، حس ملی‌گرایی و در نهایت، انتقاد از حکومت یا حتی ساقط کردن آن منجر شود. به همین دلیل، هویت ملی برای جمهوری اسلامی یک تهدید محسوب می‌شود. با این حال از آنجا که می‌داند قادر به حذف کامل هویت ملی ایرانیان نیست، امتی کردن آن را در دستور کار قرار داد و تلاش کرد هویتی ترکیبی از مذهب و ایران را به جامعه تحمیل کند.

این هویت که با عنوان هویت اسلامی‌ــ‌ایرانی یا هویت شیعی‌ــ‌ایرانی مطرح می‌شود، سعی دارد برخی نمادهای ایرانی را با عناصر مذهبی شیعه پیوند بزند. مقایسه شخصیت‌های دینی از جمله امام سوم شیعیان با قهرمانان شاهنامه و اسطوره‌های ملی و ادغام برخی عناصر فرهنگی ایران با نمادهای مذهبی مانند تلاش برای اسلامی‌سازی نوروز با افزودن مناسک مذهبی به آن از آن جمله است.

هراس حاکمیت از ملی‌گرایی ایرانی

در دهه‌های اخیر، مردم ایران به‌ویژه نسل‌های جوان‌تر، به نمادهای ملی و تاریخ ایران باستان اقبال بیشتری نشان داده‌اند. در دوران‌های مختلف، از جمله پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه در اعتراض‌های اجتماعی، ملی‌گرایی به‌عنوان نوعی واکنش به سیاست‌های جمهوری اسلامی و بازپس‌گیری هویت ملی مطرح شد.

گرایش جوانان به نمادهای ملی مانند نشان شیر و خورشید، استفاده از نام‌های باستانی و احیای آیین‌های سنتی مانند چهارشنبه‌سوری نشان‌دهنده مقاومت در برابر سیاست‌های هویتی حکومت است.

افزایش محبوبیت شخصیت‌های تاریخی مانند کوروش، داریوش و فردوسی و استفاده گسترده از نمادهای ایرانی در فضای مجازی هم نشان‌دهنده افزایش آگاهی ملی و تمایل مردم برای بازتعریف هویت ایرانی است.

تقابل میان مردمی که به دنبال حفظ و تقویت هویت ملی ایرانی‌اند و حکومتی که در برابر آن ایستاده است، می‌تواند به مسیرهای متفاوتی منجر شود که نقطه پایانشان به عواملی مانند شدت سرکوب حکومت، میزان سازمان‌یافتگی جامعه و فشارهای داخلی و خارجی بستگی دارد. هرچند تاریخ هزاران ساله ایران ثابت کرده است که مهاجمان از یونان گرفته تا مغول‌ها، سرانجام روزی از این سرزمین بیرون رانده شدند و دیر نخواهد بود آن‌ روز که جمهوری اسلامی و حاکمان آن نیز از ایران بیرون رانده شوند.