ادبیات فارسیزبان در برونمرز، نزدیک به چهار دهه است که شکل گرفته و در هر بازه زمانی با گونهگونی، جلوه، و عنوانهایی متفاوت چون ادبیات «تبعید»، «مهاجرت»، یا «دیاسپورا» تداوم و گسترش یافته است. یکی از نشریههایی که از بهار ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) در جهت پخش و معرفی اینگونه آثار گام برداشته است، مجموعه فرهنگی ـ ادبی «آوای تبعید» است که نخستین شماره آن در پی تعطیلی بسیاری از فصلنامههای چاپی ـ کاغذی، به همت اسد سیف، نویسنده و پژوهشگر ایرانی ساکن آلمان، در دنیای مجازی انتشار یافت و شماره ۱۹ آن چندی پیش در بهار ۱۴۰۰ (۲۰۲۱) به بازار کتاب عرضه شد. در این شماره که انتشارات «گوته-حافظ» نسخه کاغذی آن را به چاپ رسانده است، بیش از ۴۰ نویسنده، شاعر، مترجم، و پژوهشگر ساکن درون و برون مرز قلم زدهاند.
نمایشگاه و ویژهنامه
«آوای تبعید» از ابتدا تنها به معرفی آثار نوشتاری نویسندگان و فرهنگسازانِ عمدتا ساکنِ برونمرز بسنده نکرده است و صفحات پربرگ خود را در اختیار هنرورزان دیگر هنرها نیز گذاشته است. این نشریه تا کنون محل برگزاری نمایشگاههایی از آثار نقاشی و طراحی شهرام کریمی، آرتا داوری، علیرضا درویش، پرستو فروهر، بیژن اسدیپور، قدسی قاضینور، داوود سرفراز، و مجسمههای بهروز حشمت، و نیز عکسهای هوشنگ انصاری بوده است.
از میان ۱۹ شماره فصلنامه یادشده، تا کنون ۱۳ مجله با محّوریت موضوعهای خاص منتشر شدهاند: «نسل دوم نویسندگان ایرانیتبار در برونمرز»، «زنان شاعر ایرانی در خارج از کشور»، «تاریخ ایران و اسلامشناسی»، «دفتر شاعران و نویسندگان ایرانی ساکن کانادا»، «کارگاه شعر و قصه فرانکفورت» و «کرونا در دنیای تخیل»، از جمله ویژهنامههای شمارههای پیشین آن بوده است که بخشهای گوناگون آنها را مسئولان مهمان تهیه کردهاند. ویژهنامه شماره جدید، عنوانِ «تقویت ادبیاتِ داستانیِ زنانهنگر با تزریق دوز شفافیّت» را بر خود دارد.
تلنگری بر ذهن
هدف تهیه ویژهنامه شماره کنونی، به قول مسئولان آن، «تلنگرزدن به ذهنهای گَردوغبارگرفته» برخی از فرهنگسازان در پیوند با جنسیّتآگاهی در ادبیات معاصر، عنوانشده است. در این راستا، «آوای تبعید» ۴ پرسش پایهای را نمونهوار با چند نویسنده شناختهشده و تازهکار، حساس به موضوع یا بیاعتنا به آن و ساکنِ خارج و داخل کشور، در میان گذاشته است.
در مقدمه ویژهنامه آمده است که توازن جنسیّتی از ابتدای امر در گزینش مصاحبهشوندگان نقش بازی کرده و شمار نویسندگان زن و مردی که مایل بودند در این نظرسنجی شرکت کنند، نزدیک به دو به یک بوده است: «این نسبت ولی پس از چند هفته تغییر کرد. یعنی، کفّه به سود نویسندگان زن سنگین شد و از نیم، به دو سوم رسید.» خروجی کار که به چاپ رسیده است، نشان میدهد که این تناسب هم ثابت نمانده و سرانجام تنها یک نویسنده مذکر، به قول همکاری خود وفا کرده است. به هرحال، در ویژهنامه میتوان با دیدگاههای شهرنوش پارسیپور، غلامرضا خواجهعلی، مرضیه ستوده، عزت گوشهگیر، نسیم مرعشی، مهرنوش مزارعی، فرشته مولوی، و پرتو نوریعلا در پیوند با «ادبیات زنانهنگر» آشنا شد.
پرسشهای حاشیهدار
شیوه طرح سوالها در این بخش «آوای تبعید»، تازه، و با نقل قولها، برداشتها، و ارزیابیهای کارشناسان ادبی، همراه است. به نوشته مسئولان فصلنامه، این امر «با هدف تزریق بیشتر دوز شفافیّت به متن» و پرهیز از کلیگوییهایی چون «منقدان بر این باورند» و «کارشناسان معتقدند»، صورت گرفته است.
مشخصا، پرسشها با توجه به وجوه و لایههای متفاوتِ ادبیات زنمحور تنظیم شده و پیرامون «ادبیات داستانی و جنسیت»، «جایگاه زن در آثار ادبی»، «ارزشگذاری ادبیات زنانهنگر»، و «برخورد دو نگاه به زن ایدهآل» در عالم خیال چرخ میزند. بازه زمانی بررسی، تنها نمونههای نقد در جمهوری اسلامی ایران را دربرنمیگیرد، بلکه به دیدگاههای ادبی پیش از آن هم اشاره دارد.
واکنشهای گوناگون
در مجموع میتوان دیدگاههای مطرح شده در پاسخها را به دو دسته تقسیم کرد؛ برداشتهایی که بر جنسیتمحوری ادبیات تاکید دارد، و تفسیرهایی که نبودِ حساسیت به تبعیض جنسیتی در متن را در اولویت ارزیابی خود قرار نمیدهد. موافق این سیاق، نظرات گوناگونی در پاسخ به سوالها مطرح میشود. نمونهوار، به پرسش سوم و پاسخ چند نویسنده به آن، نگاهی میاندازیم.
پرسش: «منتقدانی هستند [فتحالله بینیاز و حسین ایمانیان] که میکوشند با عنوانهایی مانند «واگویههای زنانه» یا «وراجیهای زنانه» یا روایتهای «درونی ناشی از یائسگی» این آثار [ّادبیات زنانهنگر] را بیاهمیت جلوه دهند. اگر میخواستید این نوع نقد را تعبیر و تفسیر کنید، چه مینوشتید؟»
بخشی از پاسخهای نویسندگان به شرح زیر است:
شهرنوش پارسیپور: «من فکر میکنم که آقایان فتحالله بینیاز و حسین ایمانیان از کلیشههایی برای به تصویر کشیدن شخصیت زن استفاده میکنند، درست همان طور که برخی از زنان از کلیشههایی همانند نرخویی، درندگی، وحشیگری در تعریف از مردان استفاده میکنند.»
نسیم مرعشی: «اگر مردانی با این عقاید در جامعه وجود داشته باشند، هم جای تعجب نیست. جامعه ایران در گذار است. تعداد انسانهایی با این تفکرات فراوان بود. اما حالا رو به نزول است. میتوان به این نزول، نگاه کرد و به آن دلخوش بود.»
فرشته مولوی: «در داستان، مکان و زمان و موقعیت و شخصیت میتواند به انتخاب نویسنده هر چه و هر که باشد و اینها سنجهای برای کیفیت بد داستان نمیتوانند باشند، مگر در وقتی که نویسنده آنها را درست بهکار نگرفته باشد. پس اینکه آدم داستان، زن باشد و از چاردیواری آپارتمانش هم بیرون نباشد، بهخودی خود ایراد داستان نیست.»
عزت گوشهگیر: «این نگرش در اغلب مردان و برخی زنان که در جوامع مردمحور تکسالار زندگی میکنند، گاه ناخودگاه و گاه خودآگاه بروز میکند. برای من که سالهاست از ایران دور بودهام و ادبیات زنان را از سه سویه نگاه میکنم، در عین تفکیک شرایط زمانی، مکانی، تاریخی و زیست جغرافیایی، اما یک هماهنگی و اشتراک هم در بُعد اندیشگی فردی، غریزی و روانکاوانه میبینم. این سه سویه، شامل ادبیات زنان ایرانی است که در ایران زندگی میکنند، ادبیات زنانی که بهخاطر بیعدالتیهای جنسیتی یا موارد دیگر در کشورهای مختلف گیتی، مهاجرند و یا در تبعید به سر میبرند،...»
خروجی ویژهنامه و بخشهای دیگر
دستاندرکاران «آوای تبعید» در پایان، داوری در باره این نکته را که آیا پروژه به هدف خود دستیافته است یا نه، به عهده خواننده گذاشتهاند که نظرات آنان هم قطعا متنوع و متفاوت خواهد بود. با این حال، قضاوتها هرچه باشد، به نوعی تاکیدی است بر نتیجهای که در پایان بخش «گزارش کار» پروژه آمده است؛ این که «مطالب مجموعه، دستکم به شفافسازی بیشتر بررسیها و دیدگاههای [گوناگون] در زمینهی ادبیات زنانهنگر کمک میکند.»
نوزدهمین شماره نشریه، علاوه بر بخش ویژه، فصلهای داستان، شعر، جستارهایی درباره ادبیات و فرهنگ، و معرفی کتاب را نیز در برمیگیرد. در بخش داستان، کارهایی از عبدالقادر بلوچ، بهرام بهرامی، فریدون تنکابنی، هادی خرسندی، احمد خلفانی، کیامرث باغبانی، حسن زرهی، و امید گرامی، و ترجمه داستانی از لوئیزا والنزوئلا منتشر شده است. طرح رو و پشت جلد، کارهایی از قدسی قاضینور است.