غزه سرنوشت منطقه را تغییر خواهد داد؟

جنگ غزه که به شکست حماس و حزب‌الله و سرنگونی رژیم اسد در سوریه منجر شد، به رویای توسعه‌طلبی جمهوری اسلامی در منطقه پایان داد

جنگ غزه تقریبا به پایان رسیده است و وقت آن است که دعوا و کشمکش برسر آن هم خاتمه یابد، به‌ویژه اینکه در این‌باره بحث و جدل‌های بسیار، چه درست و چه نادرست، صورت گرفته است. افزون بر آن، عذرخواهی نه چیزی را جبران می‌کند و نه سودی دارد.

ممکن است غزه، با توجه به خشونت و وحشتی که ساکنان آن متحمل شده‌اند، سرنوشت فلسطینیان و منطقه را دستخوش تغییر کند. بنابراین، باید برای تسهیل عبور فلسطین از بحران در کنار این کشور آسیب‌دیده ایستاد، زیرا حمایت از فلسطین به مردم آن انگیزه می‌دهد تا به‌رغم پیامدهای دشوار جنگ و تحولاتی که پس از آن رخ خواهد داد، به‌سوی مرحله جدید و آینده بهتری گام بردارند.

جنگ غزه به چنان تحولات ناگهانی منجر شد که فراتر از تصور بود. این جنگ نظم منطقه‌ای خاورمیانه را برهم زد و منطقه را وارد مرحله ژئوپلیتیکی جدید و متفاوت کرد. شاید بتوان گفت اگر جنگ غزه رخ نمی‌داد سوریه، لبنان و منطقه یک دهه دیگر را هم زیر سلطه قدرت‌هایی که پیوسته به هرج‌ومرج  و جنگ دامن می‌زدند، سپری می‌کردند. با اعلام توافق آتش‌بس در نوار غزه، طولانی‌ترین و خشونت‌آمیزترین درگیری با اسرائيل به پایان رسید. اکنون زمان آن فرارسیده است که به دو میلیون شهروند فلسطینی ساکن غزه کمک و حمایت بشردوستانه ارائه شود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

یکی از درس‌های جنگ غزه این است که نمی‌توان یک مسئله مهم را به دیگران واگذار کرد تا سرنوشت آن را مطابق اهداف و منافعشان رقم بزنند. تا زمانی که همسایگان اسرائيل در صلح و ثبات نباشند، صلح و آرامش در اسرائيل هم تحقق نمی‌یابد. برای دستیابی به صلح پایدار باید به‌دنبال توافقی فراگیر و همه‌جانبه بود تا بساط جنگ کاملا برچیده شود. همچنین، باید توافق صلح آن‌قدر گسترده و فراگیر باشد که به خصومت‌های فرهنگی و رسانه‌ای غالب بر جامعه پایان دهد، در غیر این صورت، بهترین و عادلانه‌ترین طرح صلح هم نمی‌تواند مسیر رسیدن به صلح را هموار کند.

ظاهرا جنگ در نوار غزه به‌شکل کلی پایان یافته است، اما هنوز درگیری‌های وجود دارد که امید است آن‌ها هم به زودی پایان یابند.

آتش‌بس در غزه می‌تواند مسیر صلح بین خود فلسطینی‌ها و توافق بر سر قدرت را نیز هموار کند و به شکافی که از سال ۲۰۰۷ تا امروز میان غزه و رام‌الله وجود دارد پایان دهد. همچنین توقف جنگ در غزه فرصتی مناسب و مقدمه‌ای برای حرکت به سوی طرح راه‌حل دو کشوری است که عربستان سعودی بر لزوم اجرایی‌شدن آن تاکید دارد، اما اسرائيل به جلوگیری از عملی‌شدن آن مصمم است. البته همه طرح‌های صلح در خاورمیانه ابتدا با مخالفت مواجه می‌شوند، سپس آشتی صورت می‌گیرد و دو طرف درمورد اجرایی‌شدن آن به توافق می‌رسند.

آنچه در اکتبر ۲۰۲۳ اتفاق افتاد، ممکن است شبیه وضعیت ناشی از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ باشد. در آن زمان، پیروزی محدود بود و مصر توانست بیست کیلومتر از اراضی پشت کانال سوئز را به دست آورد، اما با امضای پیمان کمپ دیوید، مصر سراسر منطقه سینا را، که سه‌برابر مساحت قلمرو اسرائیل است، پس گرفت.

جنگ غزه چهره منطقه را تغییر داد، رهبری حزب‌الله را حذف و قدرت آن را فلج کرد، به سقوط رژیم بشار اسد منجر شد و به رویای توسعه‌طلبی جمهوری اسلامی و هژمونی آن در شرق جهان عرب پایان داد. این جنگ همچنین برای حرکت به‌سمت صلح منطقه‌ای و پایان تهدیدها و جنگ‌های بزرگ فرصتی تازه و واقعی فراهم کرد.

در حال حاضر، همه نگاه‌ها متوجه رژیم ایران است که هنوز به‌دلیل رخدادهای بزرگی که آن را به‌شدت تکان داد، در آشفتگی و سردرگمی است. آنچه جمهوری اسلامی برای گسترش نفوذش در منطقه با زور و هزینه بسیار در طول چهل سال ساخته بود، در زمانی بسیار کوتاه نابود شد. تحولات سال گذشته نه‌تنها به عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از بخش وسیعی از منطقه منجر شد، که گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به تهران را هم نابود کرد. به همین دلیل، اکنون جمهوری اسلامی درحال بازبینی سیاست‌هایش در منطقه است و صحبت‌هایی که در این زمینه در رسانه‌ها منتشر می‌شود، بازتاب این واقعیت است که بحث و جدل برسر این موضوع پشت درهای بسته در جریان است. عمده‌ترین مسئله مورد بحث این است که باید درقبال تحولات ناگهانی اخیر چه تصمیمی گرفت؟

درواقع، جمهوری اسلامی با دو گزینه مواجه است: گزینه اول این است که تهران با واقعیت جدیدی که در منطقه شکل گرفته است به‌شکل مسالمت‌آمیز برخورد کند و برای حمایت از فلسطینی‌ها و تحقق صلح در منطقه با کشورهای عربی همسو شود. البته حمایت جمهوری اسلامی از تلاش‌های منطقه برای برقراری صلح، موازنه قدرت را به نفع فلسطین تغییر می‌دهد و به فلسطینیان کمک می‌کند تا به آرمان دیرینه‌شان دست یابند، بدون نیاز به جنگ و ویرانی و هزینه میلیاردها دلاری، که به نام فلسطین به هدر رفت و حتی یک وجب از خاک فلسطین را آزاد نکرد.

گزینه دوم، تلاش برای احیا نیروهای نیابتی و برافروختن دوباره آتش جنگ در منطقه برای بازپس‌گیری سوریه، لبنان و غزه است، اما این گزینه نه‌تنها پرهزینه، که با چالش‌ها و موانع بسیاری روبه‌رو است، زیرا مردم ایران که به‌دلیل تداوم تحریم‌ها در بحران اقتصادی قرار دارند، تحت هیچ شرایطی از دولت جمهوری اسلامی حمایت نمی‌کنند. علاوه‌بر آن، بازگشت ترامپ به قدرت و تهدید به تشدید تحریم‌ها، موجودیت رژیم جمهوری اسلامی را عملا به خطر انداخته است.

باید شرایط جدید منطقه را واقع‌بینانه ارزیابی کرد، به‌ویژه اینکه سال نو میلادی با تحولاتی مثبت آغاز شد. در لبنان دولتی جدید تشکیل شد، در سوریه رژیم اسد سرنگون و نظام دیگری جایگزین آن شد و جنبش حماس نیز به بخشی از تشکیلات خودگردان فلسطین تبدیل خواهد شد. افزون برآن، نشانه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه دولت عراق به دنبال رهایی از شر گروه‌های شبه‌نظامی است و اگر دستیابی به این هدف ممکن نباشد، بغداد فعالیت شبه‌نظامیان را به‌شدت محدود خواهد کرد.

در چند دهه اخیر، منطقه دستخوش تغییراتی پرهزینه شد و در این میان، غزه، سوریه و لبنان به میدان جنگ‌های خونین و ویرانگر بدل شدند. اکنون آیا تغییرات اخیر منطقه با طرحی همراه خواهد شد که بتواند به ناآرامی، هرج‌ومرج و اشغال پایان دهد و به اجماع منطقه‌ای منجر شود؟

البته آنچه قبل از وقوع جنگ غزه ناممکن بود، امروز به‌هیچ‌وجه ناممکن نیست.

برگرفته از روزنامه الشرق‌الاوسط

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه