آیا راه‌حل همه بحران‌ها فقط در جنگ نهفته است؟

خاورمیانه نمی‌تواند از دو گزینه «جنگ» یا «ویرانی کشورها تحت پوشش دروغین مقاومت» حتما یکی را انتخاب کند

گوشه‌ای از ویرانی‌های ناشی از جنگ در نوار غزه‌ــ عکس از تابناک

پس از وقوع عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ در نوار غزه، خاورمیانه دستخوش آشفتگی و هرج‌ومرج نظامی شدیدی شد؛ جنگ‌ در لبنان، درگیری‌ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، سقوط رژيم بشار اسد در سوریه، حملات آمریکا به مواضع و پایگاه‌های شبه‌نظامیان حوثی در یمن و حملات اسرائیل به غزه، سوریه و لبنان. با این حال در میان این آشوب و غوغا، این واقعیت مهم برای همه آشکار شد که دیگر کسی نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه گزاف، از شعار «مقاومت و ایستادگی» برای تامین منافعش بهره‌جویی کند.

بشار اسد بر این اندیشه بود که می‌تواند با فریب دادن همه، خود را از بحران نجات دهد؛ به همین دلیل یک روز در کنار جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان وفادار به آن می‌ایستاد و روز دیگر وانمود می‌کرد آماده فاصله گرفتن از تهران است. با این حال رژیم اسد به‌رغم تلاش برای ادامه این بازی، سرانجام سقوط کرد، زیرا دوران حیله‌گری و فریبکاری به پایان رسیده است.

حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، هم سعی کرد در ظاهر نقش ناجی نوار غزه را بازی کند، اما همه می‌دانستند که ماموریت اصلی او دفاع از منافع رژیم جمهوری اسلامی است، نه حمایت از لبنان و فلسطین. همین بود که جنگی که این حزب به بهانه حمایت از غزه علیه اسرائیل آغاز کرد، ضربه کوبنده به این حزب وارد کرد و باعث شد رهبران و فرماندهان برجسته حزب‌الله از جمله حسن نصرالله از صحنه روزگار محو شوند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

از سوی دیگر، حماس به رهبری یحیی سنوار، وانمود کرد که به دنبال جنگ نیست و می‌خواهد غزه را بازسازی کند، اما در فرجام عملیات هفتم اکتبر را انجام داد و پس از آنکه با بحرانی بزرگ‌تر از توانش مواجه شد، شعارهای همیشگی را سر داد که «امت اسلامی کجا است؟» و «چرا از عرب‌ها خبری نیست؟»

حتی پس از توقف جنگ و برقراری آتش‌بس در غزه هم حماس سعی کرد مبادله زندانیان و گروگان‌ها را با هیاهو و نمایش انجام دهد و ده‌ها بیانیه متناقض صادر کرد، تا اینکه دوران ترامپ و چراغ سبز او به نتانیاهو آغاز شد.

شبه‌نظامیان حوثی‌ وابسته به رژیم ایران نیز در همین مسیر گام برداشتند و با به خطر انداختن امنیت دریای سرخ، شعارهایی سر دادند که هیچ دستاوردی به همراه نداشت و سرانجام آن‌ها را در معرض حملات کوبنده آمریکا قرار داد. البته گروه حوثی یکی از ناآگاه‌ترین بازیگران سیاسی در منطقه محسوب می‌شود.

آیا مواردی که به آن‌ها اشاره شد، نادرست یا تحریک‌آمیز است؟ هرگز نه، زیرا آنچه در عمل رخ می‌دهد، همه می‌بینند. در اینجا کافی است که به تناقض‌گویی‌های علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نگاه کنیم که اخیرا ادعا کرده است جمهوری اسلامی هیچ نیروی نیابتی در منطقه ندارد، در حالی که تا همین چندی پیش، فرماندهان سپاه پاسداران همواره افتخار می‌کردند که تهران چهار پایتخت عربی در کنترل دارد.

خامنه‌ای این ادعا را در حالی مطرح می‌کند که مقام‌های جمهوری اسلامی بارها به حضور در سوریه و ارتباط با حزب‌الله اذعان کرده‌اند. اکنون که جمهوری اسلامی به این واقعیت پی برده که درباره نحوه برخورد با رژیم ایران نشست مهمی میان آمریکا و اسرائیل در حال برگزاری است، سعی می‌کند اندکی واقع‌بین‌تر باشد، زیرا می‌داند که وقت واقعی تصمیم‌گیری فرا رسیده است.

از سوی دیگر، فواد حسین، وزیر خارجه عراق، اخیرا تاکید کرد که کشورش بخشی از محور مقاومت نیست، این در حالی است اظهارات پیشین نیروهای حشدالشعبی و شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق خلاف ادعای اخیر وزیر خارجه عراق را ثابت می‌کرد.

اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا راه‌حل هر بحرانی فقط جنگ است؟ هرگز نه، اما ادامه وضعیت فعلی نیز راه‌حل معقولی نیست؛ زیرا خاورمیانه نمی‌تواند از دو گزینه «جنگ» یا «ویرانی کشورها تحت پوشش دروغین مقاومت» حتما یکی را انتخاب کند.

راه‌حل واقعی بحران ترسیم یک نقشه‌راه روشن برای اجرای راه‌حل دوکشوری، بازگشت جمهوری اسلامی به چارچوب جغرافیایی آن کشور بدون سلاح هسته‌ای، پایان دادن به پروژه تخریب کشورها و قطع همکاری آن با گروه‌های شبه‌نظامی است.

لغو تحریم‌های سوریه هم در ازای تضمین‌های عملی، توقف تجاوزات اسرائیل در منطقه و جرم‌انگاری استفاده از کارت اقلیت‌ها است؛ درست همان‌طور که حمایت از تروریسم جرم‌انگاری می‌شود.

بنابراین، اگر برای جنگ چنین چشم‌اندازی در نظر گرفته شود، شاید جنگ به‌عنوان ابزاری برای تحقق آن هدف قابل‌پذیرش باشد، در غیر این‌صورت، جنگ فقط برای جنگ جز هرج‌ومرج و نابودی چیز دیگری به ارمغان نمی‌آورد.

برگرفته از روزنامه الشرق‌الاوسط

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه